eitaa logo
_𝑩𝑳𝑼𝑬𝑬𝑺𝑷𝑬𝑬𝑪𝑯_
1.4هزار دنبال‌کننده
861 عکس
429 ویدیو
0 فایل
شعرخوانی🎙️ عکسنوشته 📸 ریلز،استوری💙 ادیتورتمام مناسبت ها📲📱 سخن آبی=blueespeech💎🗣 فقط کپی از مطالب؟ آزاده، نمونه کار کپی نشه تبادل و تبلیغات هم داریم🤩👌 #تابع_قوانین_ایتا جهت تبادل،تبلیغات،سفارش،درخواست کلیپ به آیدی زیر پیام بدید👇 @Ziaei_110
مشاهده در ایتا
دانلود
شب ساعت ۰۰:۰۰ ناشناس میزارم حتما باشید یکم حرف بزنیم با ممبرای جدید آشنابشیم لطفااااااا کویر نکنیددددد🥲🥺
•به‌نـٰـام‌اللّٰہ...☁🎀 •اینجـٰـا؟دخترونه ترین چنل…🧸 •جـایی‌با‌رنگ‌و‌بوی‌قهوه‌تلخ‌وکیک‌شکــلاتی‌خیس🍩☕› مـنـبــع کـلــیـپ هـای دخـتـرونست😌 جـایـی که هــرگـز مـثـلـشـو پـیـدانـمـیکـنـی پـس مـن وچـنـلـمـو از دسـت نـده😃 پیـٰام‌هاتون•https://smg.taw-bio.ir/lvsog •جــٰانَم؟ @Asman_z •منــبــع مـــیـنی ولـاگ دخـترونست✨🧋 ایــنــجا بـاش تـاهـمـون دخـترایده آلم باشی🎂 بـکـوب رو پـیـوسـتـن تـا با هم آشـنـا بـشـیـم 😌🙈😚🌸✨  @Minivelagh| مـیـنـی ولــاگ🧋
هدایت شده از  ♡ پروفایل کـده ♡
یه گروه خودمونی برای گپ و گفت، خنده و دورهمی! اینجا قراره کنار هم خوش بگذرونیم، حرف بزنیم و دوستای جدید پیدا کنیم 🌚✨ 💌 بیا که منتظرتیم! https://eitaa.com/joinchat/2953053856C30facc5435
از یادگیری زبان خسته شدی؟ بیا اینجا! 🚀 سلام به همگی! 👋 راستش خیلی‌ها رو می‌بینم که می‌گن کلی کلاس رفتن ولی هنوز نمی‌تونن راحت حرف بزنن یا فیلم ببینن. من اینجا English _ language رو راه انداختم تا یادگیری زبان رو از اون حالت «خشک و خسته‌کننده» خارج کنیم. توی کانال من خبری از جزوه‌های سنگین نیست. اگه دوست داری زبانت رو از حالت تئوری به «کاربردی» برسونی، حتماً یه سر به کانال ما بزن. خوشحال می‌شم کنارت باشم! 😊 👉 https://eitaa.com/english_langouage
هدایت شده از گسترده⁴ساعته‌‌آهـــ℘ــو⋆̟✨
فکر می‌کردم تمام مدت ازم ناراحت بودی ؟ حالا با یک خانواده ایستادی روبروی من! آرمین با صدایی که از خشم و غصه می‌لرزید، فریاد زد: آرمین: «پس واقعاً ازدواج کردی؟ حالا هم با اون مرد و بچه‌ات اومدی جلوی چشمم؟» نفس، در حالی که اشک‌هاش راه باز کرده بود، سعی می‌کرد با تندی جواب بده: نفس: «آرمین، تو اصلاً هیچی نمی‌فهمی! تو هیچی نمی‌دونی!» در همین لحظه، صدای پاهای کوچکی شنیده شد و یک دخترک کوچک با شیطنت خودش را بین ما انداخت... بچه با خنده به آرمین نگاه کرد و گفت: بچه: «بابا! اوه تو بابای منی بلاخره اومدی ، آرمین خشکش زد... انگار زمان ایستاد. اما ضربه نهایی، وقتی بود که بچه با آرامش به سمت نفس رفت و گفت: بچه: «مامان، این آقا همون بود که عکسشو نشون دادی و گفتی بابامه؟» سکوت مرگبار... آرمین رنگ از لب‌هاش پرید و من، نفسم، فقط می‌خواستم زمین دهان باز کند و مرا ببلعد! راز بزرگ بالاخره برملا شد؟ https://eitaa.com/joinchat/4136502886C9ae2b6cf91
خب‌دیگ‌‌این‌تقدیمی‌هم‌تموم‌شد🙂 مرسی‌که‌بودید‌لف‌راضی‌نیستیم‌ بمونید‌کنارمون‌زحمت‌کشیده‌شده تگاروساعت۲۳‌:۴۵پاک‌کنید🙏