این یه قانون نانوشته است که کف دست خونی یه امضاست که فقط پای شاهکار ها میشینه
چند تا چپتر عقب مونده بودم و تصمیم گرفتم بخونم.
فقط کاش یکی به من یادآوری میکرد که شب چپترای اساگیری خوندن نداره...
آن کس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزهی آب است ولی تشنه بماند
(بیدار کنیدش که بسی خفته نماند)
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
#شعر🕯
☆ رُز آبی ...☆
چند تا چپتر عقب مونده بودم و تصمیم گرفتم بخونم. فقط کاش یکی به من یادآوری میکرد که شب چپترای اساگیر
اهم اهم.
خب ازونجایی که اشتراک گذاری صحنه های مانگا و فشارخوردن در این مکان دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره پس شروع جلسه رو اعلام میکنم.
بروز احساسات تحمیل شده از جانب مانگا قسمت nاُم.
این قسمت: چپتر ۱۲۷ تا ۱۲۹.۵