این تابستون واقعا قشنگ و دوست داشتنی نبود، مثل ابر و باد گذشت امیدم به این بود که حداقل اربعین تشنه کربلا رو میبینم که اونم نشد و باز هم امیدم ناامید شد.
باز هم نشد اونی که میخواستم، باز هم مثل همیشه دلم پر کشیده و رفت ولی قدم زدن تو بینالحرمین حسرت شد، فقط باید به عکسای حرم نگاه کنم و زار بزنم و بازم هم امیدم سال بعدِ یا شاید هم اصلا در جهانی دیگر.
نمیدونم و دیگه هم نمیتونم؛
#ترشحاتذهنفَنیا.
هدایت شده از آنچه بر فَنیا میگذرد.
از هیجدهَهُمین روزِ پنجمین مآه چهارصدُسه درود..!
زندگی همینه که هست.
اگه سخت بگیری اونم بهت سخت میگذرونه.
این ماییم که بهش ارزش میدیم.
با همه ی کمبودهایی که این دنیا داره زیبایی های خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم.
نمیشه باهاش جنگید بهتر اینه که نیمه ی پر لیوان رو ببینیم.