eitaa logo
شـب آبی ‌
22.4هزار دنبال‌کننده
150 عکس
12 ویدیو
0 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
. "خاطراتی‌ هست‌ که‌ آدم‌هایش‌ رفته‌اند، این‌ خاطرات‌ غـم‌انگیـز است، ولی‌ آن‌ خاطراتی که‌ آدم‌هایش‌ حضور دارند اما شبیهِ‌ گذشته‌ نیستند بسیار دردناک‌تر است. - نزار قبانی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. ‌هزار مرتبه خواندم دعا میان قنوت خدا کند که نباشد کسی دچار کسی - سجاد شیرازیان 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. تو را ساده دوست دارم، آسان‌ و بی هیاهو. تو را اندازه انگشتانی که هنوز کودکانه وقتِ شمردن کم می‌آورد دوست دارم! - نوشین جمشیدی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. اینجا همه دلتنگ‌اند؛ نمی‌دانم آن‌ها که دل برایشان تنگ است کجایند! - محمود درویش 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. گاهی فکر می‌کنم ترس از سقوط است که باعث می‌شود آدم‌ها اشتباه کنند! ما هراسان متولد نمی‌شویم. وقتی جوانیم، هنگام دویدن یا بالا رفتن یا پریدن تردید نمی‌کنیم و نگران صدمه دیدن یا تحمل شکست نیستیم. طرد شدن و زندگی واقعی ترسیدن را یادمان می‌دهد؛ اما اگر حقیقتاً چیزی را بخواهی، باید خطر کنی. –سنگ کاغذ قیچی– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. دیر کردی، نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد - حامد عسکری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. یکی از جادوهای دنیای روان این است که برعکس دنیای جسم، در آن با یک گل هم بهار می‌شود. - روح الله صدیق 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. چشم تریاکی تو کم بود عینک هم زدی شیشه‌ای کردی مرا تا خوب معتادت شوم - شهراد میدری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. می‌تواند که تو را سخت زمین گیر کند درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند آسمان بر سرم آوار شد آن لحظه که گفت قسمت این است بنا نیست که تغییر کند گفت امید به وصل من و تو نیست که نیست قصد کردست که یک روزه مرا پیر کند گفت دکتر، من و تو مشکل‌مان کم خونی‌ست خون دل می‌خورم ای‌کاش که تاثیر کند در دو چشم تو نشستم به تماشای خودم که مگر حال مرا چشم تو تصویر کند خواب دیدم که شبی راهی قبرستانم نکند خواب مرا داغ تو تعبیر کند مشت بر آیینه کوبیدم و گفتم شاید بشود مثل تو را آیینه تکثیر کند - سیدتقی‌ سیدی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. کسى که یک دختر دارد اجر او از هزار حج، و هزار جهاد، و هزار قربانى، و هزار مهمانى بیشتر است. ‐امیرالمونین‌علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام –المسائل، جلد۱۵ ، صفحه ۱۱۵– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. نشسته‌ام بنویسم حرم، حرم... بانو چه خوب شد که دوباره کبوترم بانو نشسته ام بنویسم مرا به قم ببری دو هفته‌ای شده اصلاً نمی پرم بانو نشسته‌ام بنویسم مرا رها نکنی که بی تو راه به جایی نمی‌برم بانو مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد ولی به لطف تو امروز بهترم بانو - علی‌اکبر لطیفیان 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉