﷽
سرآغاز { 1401/7/10 }
سرگشته و حیران در میان کوچهها
به دنبال تو میگردم؛
فقط میخواهم مثل آن شبآبی
در آغوش تو آرام گیرم!
• کپی؟ درک شما میدونه که نه☕️!
استفاده شخصی آزاده :)
• تبلیغات🌱 @tb_bluenight
• صندوق پستی📬 @BluePostman
.
نه عزیز من، ادامه دادن الزاما به معنی نجات یافتن از اتفاقات گذشته نیست. امواج سهمگین رنجها، مدتهاست که به غرق کردنم میکوشند.
- امیرمحمد عبداللهی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
دیگر از خیالبافی هم خسته و متنفری، چون واقعیت مثل طوفانی ویران کننده بر سر راهت ظاهر میشود و درخت تنومند آرزوهایت را از دل خاک بیرون میکشد.
–سم هستم بفرمایید–
#برشی_از_کتاب𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
کسی نخواهد دانست که زیر هجوم ِ افکار، چگونه هر تکهام به گوشهای از این اتاق افتاد و صبح بیآنکه همراهی داشته باشم خودم را با زجر جمع کردم و ادامه دادم.
- امیرمحمد عبداللهی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
گفت: «یک چیزهایی در زندگی هست که باید بپذیری! پذیرفتن، آدم را آرام میکند.»
به نظر من اما، پذیرفتن، یک فعل دردناک است!
پذیرفتن یعنی قبول کردن. یعنی کنار آمدن. یعنی بیخیال شدن! یعنی تسلیم شدن.
یعنی دست از جنگیدن برداشتن. یعنی رها کردن…
- سیمین کشاورز
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉