1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آرزو کردم: ای کاش عود بخوری بودم
در زوایای قبرها گذاشته میشدم
بعد از تو مادر جان! خانه خالیست
و شبها به چشمانم رحم نمیکنند
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
مهر به ژرفای خود پی نمیبرد، تا آنگاه که ساعت فراق فرا میرسد.
–پیامبر و دیوانه– #برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
ما را مثل عقرب بار آوردهاند؛ مثل عقرب!
ما مردم صبح که سر از بالین ور میداریم تا شب که سر مرگمان را میگذاریم، مدام همدیگر را میگزیم. بخیلیم؛ بخیل!
خوشمان میآید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان میآید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را میجود.
تنگ نظریم، ما مردم تنگ نظر و بخیل، بخیل و بدخواه، وقتی میبینیم دیگری سر گرسنه زمین میگذارد انگار خیال ما راحتتر است.
وقتی میبینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست.
انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
- محمود دولت آبادی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉