.
مثل لالايیست در گوش خلايق، شيونم
عاقبت خود را ميان شهر آتش میزنم
ساده بودم، فکر میکردم حراست کردهام
با خطوطِ دفترم از مرزهای میهنم
باز در آئينه تصویرم کمی ناآشناست
از صدای خويش میپرسم که "اين آيا منم؟!"
از تبِ عشق است يا داغ برادر کاين چنين
مثلِ مرغی در تنور افتاده میسوزد تنم؟
ردّ پای بوسهی يار است يا خون رفيق
لکّهی سرخی که جا ماندهست بر پيراهنم
بار، سنگين است و من کمطاقت و دنيا حسود
خم شدن را عار میدانم، دعا کن بشکنم!
- محمدرضا طاهری
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
وقتی خورشید غروب میکند، حس و طعم دنیا عوض میشود.
–دخمه مردگان– #برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉