.
ضمیر مفردی بودیم با رویای «ما» بودن
بُتی با آرزوی بیسرانجامِ خدا بودن
عصا بودم! ولی در دستِ لرزان کهنسالان
دلم را خون نکن، با من نگو از اژدها بودن
شما قالی کرمانی و من سجادهی شیخم
تفاوت میکند در خاطر ما نخنما بودن
خدا روز ازل خاک مرا با گرد غم آمیخت
تقاص عشق را پس دادهام با کربلا بودن
مرا بوسید و در هنگام خلقت با خودش میگفت:
عزیزم «این تو» و این «چند روزی ارمیا بودن»
- ارمیا کیشبافان
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
بی تو هوای این حوالی چیز ِخوبی نیست
حتّی بهار احتمالی چیز خوبی نیست
وقتی نباشی خانه در فصلی غمانگیز است
پاییز در گلهای قالی چیز خوبی نیست
تنها دو واحد پاس خواهم کرد چشمت را
هر آزمون ِصد سوالی چیز خوبی نیست
والاترینی و برای سنجشت دیگر
در نمره ها، معیار " عالی" چیز خوبی نیست
وقتی نباشی، روی قلیانهای قاجاری
تصویر یک شاه خیالی چیز خوبی نیست
وقتی نرقصی پا به پای جنگل و شالی
آهنگ ِ پرشور شمالی چیز خوبی نیست
لطفاً بیاور توت های آبدارت را!
این شاخههای خشک و خالی چیز خوبی نیست
تمدید کن تبعیدگاهم را که در این عشق
تکمیل ِ فرم انتقالی چیز خوبی نیست
- محمدعلی نیکومنش
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉