.
بی تو هوای این حوالی چیز ِخوبی نیست
حتّی بهار احتمالی چیز خوبی نیست
وقتی نباشی خانه در فصلی غمانگیز است
پاییز در گلهای قالی چیز خوبی نیست
تنها دو واحد پاس خواهم کرد چشمت را
هر آزمون ِصد سوالی چیز خوبی نیست
والاترینی و برای سنجشت دیگر
در نمره ها، معیار " عالی" چیز خوبی نیست
وقتی نباشی، روی قلیانهای قاجاری
تصویر یک شاه خیالی چیز خوبی نیست
وقتی نرقصی پا به پای جنگل و شالی
آهنگ ِ پرشور شمالی چیز خوبی نیست
لطفاً بیاور توت های آبدارت را!
این شاخههای خشک و خالی چیز خوبی نیست
تمدید کن تبعیدگاهم را که در این عشق
تکمیل ِ فرم انتقالی چیز خوبی نیست
- محمدعلی نیکومنش
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
فقط میخواستم در کنارش باشم؛ همیشه در هالهی او، در پرتوی او، تا آخر عمر.
و غیر از او هیچ نمیخواستم. نه عشق، نه مهربانی، نه حتی نگاهش. همین که بود... همین که میتوانستم او را ببینم کافی بود.
حالا میفهمم که همین آرزو، خودش بزرگترین قمار زندگیام بود.
–قمارباز– #برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
روحت که هیچ! زحمت تن را چه میکنی؟!
این مردهی بدون کفن را چه میکنی؟
این تن که راه میرود اما نمیرسد
این سایهی بدون بدن را چه میکنی؟!
با مرگ اگر از آفت هستی رها شوی
رنج دوباره زنده شدن را چه میکنی؟!
تنهاییام به زندگیام طعنه زد که: «هان!
دیوارهای سنگی من را چه میکنی؟!»
آهوی من! که از دَم شیران گریختی
رویای جویبار و چمن را چه میکنی؟!
گیرم که خانه را بکشی روی دوش خویش
ای لاکپشت پیر! وطن را چه میکنی؟!
- سینا فلاحزاده
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉