کاش میتونستم جای اشکهای تک به تک دختران آذربایجانی رو بوسه بزنم و آغوشی گرم هدیهشون کنم :))))))
قلبم مچاله میشد وقتی اونجوری کتاباشونو جمع میکردن و از کلاس بیرون میرفتن . .
نارنگی ⊹ ִֶָ𓏲࣪ . 🍊
هیچکس نمیداند برایش چه قرهالعینهایی پنهان کردهایم.
قرةالعین: اشکی که از شوق در چشم حلقه میزند.
سجده آیهی ۱۷
از اونجایی که هیچ محتوایی ندارم و نقاشی جدید نتونستم بکشم پس بیاین براتون از عکسای قدیمی بزارم 🐙🕯؛