هدایت شده از ‹unsaid›
رفته است و مِهرش از دلم نمیرود
ای ستارهها ، چه شد که او مرا نخواست؟
چشمانت رازِ آتش است ،
و عشقت پیروزیِ آدمیست
هنگامی که به جنگ تقدیر میشتابد.!
و آغوشت ؛
اندک جایی برای زیستن
اندک جایی برای مردن..
[ برایت نمینویسم که دلتنگم
اما به ترانهای که تورا یادم میآورد
بارها تا صبح گوش میکنم ]