آن شب فکر میکردم میمیرم
و دیگر نمیتوانم در دنیا دوام بیاورم
اما شب های زیادی گذشت و من هنوز زندهام ؛
- تکه هایی از یک کل منسجم .
" رفته بودی مشق آب و نان و بابا را بخوانی
فکر میکردی که این مشق، از تو شاید جان بگیرد؟ "
این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است
دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر..؛
خوش آمدی ، بنشین که چایِ تازه دم دارم
آه ای خیالِ دلنشین ، بنشین که غم دارم