میان ِاین همه دختر،تویی آیینه و زمزم
تویی هم آب ، تویی مهتاب ، تویی در تن توان و تاب
قلم در وصف ِتو حیران ، تو ای دریای ِبی پایان ؛) 💙
پرسیدم بهار چیست؟
گفت، امیدواری دانهای
در دل ِخاک سرما زده،
شوق عشقی در جان خستهی آدمیزادی ؛
دلتنگی مثل باران است ؛
بی صدا میبارد ،
اما تمام خاکسترهای تنهایی را
از روی قلب آدم میشوید..
اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دل
خنده بر لب می زنم تا کس نداند رازِ دل ⋆