eitaa logo
تونل زیر بلوار اقیانوس
79 دنبال‌کننده
192 عکس
78 ویدیو
0 فایل
یه آدم معمولی. اینجا همه چیز آبی عه! دوست نداشتنی. https://gkite.ir/es/8967148 https://daigo.ir/secret/7636652054
مشاهده در ایتا
دانلود
بیشتر وقت‌ها توی افکارم غرق میشم چون می‌دونم نمی‌تونم جایی بین آدم هایی که اون بیرونن پیدا بکنم. و صداهای توی سرم بلندتر از همیشه‌ هستن: تو بی‌ارزشی، تو دوست‌داشتنی نیستی، تو کافی نیستی. تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که زیر پتوم قایم بشم و بذارم اون صداها تصمیم بگیرن من کی هستم. با تمام وجود دلم میخواد دوست داشته بشم چون شعله‌ی عشقی که به خودم دارم تقریبا در حال خاموش شدنه. اما می‌دونم هیچ وقت عشق آدم ها کافی نبوده. سعی می‌کنم خودم رو از منجلاب ناراحتی‌ها و غم‌هام نجات بدم اما خیلی خسته‌ام. مطمئن نیستم کسی من رو با این حجم از خستگی و غم نجات بده. ناامیدی تمام وجودم رو میگیره و توی سیاهی غرق میشم.
Always an angel Never a God.
اپیزود یازدهم -زندگی
"زندگی مثل یک جعبه شکلاته و هیچوقت نمی‌دونی که چی قراره گیرت بیاد."
اپیزود دوازدهم -"فقدان ؛از دست دادن"
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"اونا می تونن بگذرن و برن،اما تو گیر کردی"
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"آدم ها میان و میرن،هیچ چیز ثابت نمی مونه"
اپیزود سیزدهم -Let it go
"..چون عزیزم، ما همیشه در میان تاریکی‌های ذهنمان در جست‌وجوی روشنایی بودیم، گویی همیشه به دنبال لحظه‌ای بودیم که همه‌چیز تمام شود، تا شاید در آن لحظه دیگر نیازی به نگه‌داشتن چیزی نباشد. ما در هر نفسی که می‌کشیدیم، لحظه‌ای را که باید رها می‌شدیم، می‌پیوستیم. رها کردن، برای ما چیزی شبیه به یک وداع بی‌صداست، بی‌آنکه نیاز به حرفی باشد. روزی که دیگر به هم نگاه نخواهیم کرد، تو در سکوت، آنچه را که از من باقی‌مانده، در دستانت خواهی گرفت. خاطرات بی‌صدا، نگاه‌هایی که دیگر تکرار نخواهند شد، و دنیای نیمه‌تمامی که نمی‌دانیم به کجا می‌رود. روزی که دیگر نتواهم در کنار تو باشم، تو از لابه‌لای اشیای پراکنده‌ام، آثاری از من خواهی یافت؛ همانطور که من همیشه در میان تردیدهایم به دنبال راهی برای رها شدن بودم، شاید در آن لحظات، هنوز ردپایی از من در دل تو باقی مانده باشد. من امیدوارم، در آن لحظه که دیگر هیچ‌چیز را نمی‌خواهیم، رها شویم؛ رهایی‌ای که نه پایان، بلکه آغاز خودشناسی است. رهایی‌ای که در آن، همچون برگ‌های پاییزی در باد، آرام به زمین می‌افتیم، و در سکوت از هم جدا می‌شویم، تا شاید دوباره در جای دیگری، در زمانی دیگر، رها شویم."
"گاهی باید یه سری چیزها رو رها کنیم.چون نمی تونیم برای همیشه نگه شون داریم."