PART.....13
مجید زنگ زد به حامیم گفت : حامیم رویا حالش بده بیا بیمارستان
حامیم : الان میام
مجید:ر رفتم که بیرون قدم بزنم که یه بادی به کلم بخوره که دیدم یه دختر خیلی خوشگل رو زمین افتاده رفتم سریع بغلش کردم بردمش پیش دکتر وای چه دختر خوشگلی کاش میتونستم اسمشو بپرسم دختر بیهوش بود
دکتر: چه نسبتی باهاش دارید شما
مجید:نمیشناسمش
دکتر :باشه من بهش سرم میزنم
رویا: در همین حین بودم داشتم میرفتم دستشویی که دیدم مجید یه دختر غریبه رو بغل کرده با استرس داره میره سمت اتاق دکتر
part......14
مجید : دکتر به اون دختره سرم زد منم بغلش یه چرت زدم، دیدم دختره بلند شده تا بلند شه سریع ازش اسمشو پرسیدم چند سالشه فکر کنم فهمید ازش خوشم اومده
مجید:میشه اسم شما رو بپرسم ؟
دختر : شما کی هستین من کجام اسمم بهار هستش
مجید: من فقط دیدم شما حالتون بد شده رو زمین بودین میتونم شماره شما رو داشته باشم😉
بهار :یاداشت کنید
مجید:مرسی
بهار :میشه منو برسونید خونمون 😭
مجید:خونتون کجاست؟
بهار :تهران
مجید : ما میخوایم یه دو سه روز دیگه راه بیفتیم بریم تهران میخواید این دو سه روز رو پیش ما بمونید باهم بریم 🗣
بهار : نه من مزاحمتون نمیشم
مجید : نه چه مزاحمتی
بهار: ببخشید من اصلاً نباید به شما میگفتم خواهشم بذارید من خودم میرم
بهار داشت با عجله و تند میرفت بیرون که بره تاکسی بگیره بره تهران مجید دنبالش رفت دستشو گرفت گفت: خواهش میکنم نرید
بهار:......
part....15
بهار:آخه من نی تونم
مجید:دستاش رو گرفت گفت چرا؟
بهار:دستاش رو کشید گفت نمی دونم
مجید :خوب بزارید من به خواهرم و یکی از دوستام بگم بریم ویلا💁♂️
بهار:باشه🥺
مجید: حله چشاته
دست بهارو گرفتم گفتم که بیان سواره ماشینم بشیم
بهار:اوکی
مجید : حامیم زنگ زد بهم گفت تو کجایی رویا ترو با یه دختره دیده کجایی؟🤨
مجید:هیچی به رویا خانم بگو نگران نباشه
حامیم : حالا شد رویا خانم
مجید ولم کن حامیم ،اههه😐
بهار: ببخشید من مزاحمتون شدم
نامزدتون ناراحت شد؟
مجید : نه من نامزد ندارم دوست دختر هم ندارم 😅
بهار:چه خوب
مجید : اهم😂💘😍
بن بست رویا
part...... 16
ویوی حامیم
حامیم: نازنین نازنین پاشو بریم بیمارستان
نازنین: چی شده حامیم چرا رنگت پریده؟! بیمارستان چرا؟!
حامیم: رویا بیمارستانه پشین تو ماشین بهت میگم
نازنین: باشه
نازنین رو سوار ماشین کردم و باهم راهی بیمارستان شدیم
رسیدیم بیمارستان.
حامیم: خانم پرستار رویا صالحی کدوم بخشه؟!
پرستار: پخش اورژانس و.........
اسم و طبقه ی اتاق رویا رو گرفتم و با نازنین رفتیم توی اتاقش
حامیم: رویا خوبی؟!
رویا: اره بهترم داداش میگم میشه بریم ویلا؟!
حامیم: اره قشنگم الان مجید رو پیدا میکنم میریم
رویا: باشه
نازنین: رویا حالت بهتر؟!
رویا: اره خوبم مرسی که تا اینجا امدی
نازنین: نه بابا این چه حرفیه✨🥲🫶🏻
حامیم: نازنین میشه به مجید زنگ بزنی ببینی کجاست؟!
نازنین: اره اره الان میزنگم
رویا: داداش کجا میری؟!
حامیم: من میرم کار های ترخیصت رو انجام بدم
ادامه دارد....
part......17
مجید:10 دقیقه مونده بود تا برسیم به ویلا
از بهار پرسیدم میشه یکم از خودتون بگید؟
بهار: خوب اسمم که میدونی😂 23
سالمه تهران زندگی میکنم اسفند ماهی هستم شماهم بگید دیگه
مجید :منم اردیبهشت به دنیا اومدم 😉
بهار : شمارمو زدین دیگه
مجید:زد کنار گفت :آره ولی میتونم یه چیزی بگم بهتون
بهار: اره بگو
مجید میخواستم بگم که عاشقش شدم ولی روم نشد
مجید:ولش کن
بهار : خوب چیه میشه بگی؟
مجید:اممممم میدونستی خیلی خوشگله 🤤
بهار: وای داری خجالتم میدی
مجید:خوب واقعیته
بهار : توهم خیلی جلتن منی 😮💨😂
مجید : چقدر بِهَم میام 🙂
part....18
نازنین:داشتم زنگ میزدم به داداشم که جواب داد گفت جونم ابجی
نازنین:کجایی، گفت :تو راه ویلا
نازنین : رویا رو تو این حال ول کردی!
مجید:رویا به من چه🙄
نازنین:مگه دوست دختر تو نیست؟
مجید : نخیر 😐
نازنین : پس کیه
مجید : فعلا کسی نیست 😅
نازنین:فعلا؟
مجید:خوب کاری نداری من برم
#نازنین
تلفون رو قطع کردم ،حامیم اومد گفت
باکی صحبت میکردی🤨
نازنین: قیرتی شدی؟😂🤣
حامیم:امممممموممم اره😅
نازنین:با مجید صحبت میکردم
part.....19
حامیم: بالاخره پیداش شد
نازنین :اره با دوست دخترشه
#نازنین اینجوری گفتم که آبرومون نره انقدر این مجید بی تربیته😔
حامیم:چی دوست دخترش!¡
نازنین:اره دیگه مجیده دیگه
حامیم : من میرم پیش رویا
نازنین:برو عزیزم 😄
حامیم :رفتم به رویا بگم که مجید دوست دختر داره که دل نبنده به این مجید 😔🥺
رویا : اومدی داداش
حامیم :اره
رویا :مجید رو پیدا کردی ، کجا بود؟
حامیم : اره با دوست دخترش بود
رویا :چی.؟؟؟🥺
حامیم: من دیگه برم
#رویا
آخه من چیم از دوستدخترش کمتره که اونو دوست داره؟
رویا
حامیم کار های ترخیصم رو انجام داد و با کمکش رفتیم
تو راه ویلا همش فکرم پیش مجید بود
اخه چرا یهو رنگ عوض کرد
من که چیزی نگفتم بهش
همش فکرم پی اون روزی بود که ازم شماره خواست
با صدای حامیم به خودم امدم
حامیم: رویا درد داری؟!
رویا: نه خوبم🥲چطور؟!
حامیم: پس گریه ات برای چیه؟!
رویا: هیچی تو چشمم اشغال رفته بود
حامیم: اها اوکی
حامیم
رویا هیچ وقت بهم دروغ نمیگفت من مطمئنم دل به مجید بسته چون ار وقتی گفتم دوست دختر داره حالش بد شد
هعی
رسیدیم ویلا
رویا با کمک نازنین تو اتاقش رفت
منم رفتم پیش مجید و اون دختره
حامیم: سلام اقا مجید خوبی شما خوبی اسمتون چیه
مجید:ممنونم مرسی اسمش بهار هستش
بهار: مرسی ممنون
بهار رفت به رویا نازنین سلام کنه