eitaa logo
بُن بَستِ رویا💘🫂
63 دنبال‌کننده
67 عکس
23 ویدیو
0 فایل
همچی اونجا شروع شد 👀✨️ ____________________________ به قلم :بهار ،الینا ___________________________ تولـבموט ّ:1405/3/11 _________________________ 𝓜𝓔 : @Bahar_M_R #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناهار رو خوردیم حامیم: بچه ها نظرتونه بریم دریا؟! نازنین: وایی اره موافقمممم رویا: نه من دوست ندارم بیام مجید: اره داداش ولش منم حال ندارم حامیم: ای بابا بیاید دیگه نازنین: اره دیگه بیایننننن رویا: خوب نازنین و حامیم دوتایی برننن مجید: اهممم اینجا من هویج نیستما رویا: هویچ پس خودت پاشو خواهرتو ببر مجید: 😂.... باشه بابا حامیم و نازنین شما برین منو رویا هم میمونیم حامیم: حواسم هستاا دارین بهم نخ میدین رویا: حامیممممم از تو بعیدهههه حامیم: باشه بابا شوخی کردم😂🤏🏻 نازنین جان برو حاضر شو حامیم و نازنین رفتن دریا از طرف حامیم خیالم راحته چون نازنین رو مثل خواهرش میدونه رویا: من میخوام برم بخوابم کاری با من ندارین؟! مجید: وا چقدر زود میخوای بخوابی رویا: ببخشید که منو صبح ساعت 12 بیدار کردین ناهار درست کردم مجید: اوه راست میگی اوکیه برو استراحت کن اصلا امروز حال نداشتم بدنم کوفته بود انگاری که از ساختمون پرتم کرده بودن پایین رفتم اتاق و خوابیدم ...... از شدط گرما ی شدید از خواب پریدم ساعت رو دیدم کلا نیم ساعت خواب بودم دستم رو روی پیشونیم کشیدم ادامه دارد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صبحتون بخیر💘
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  ࣪⊹ 𝓣𝖾𝗄𝗂𝖽𝗈 𝖿𝖺𝗆𝗂𝗅𝗒 |نفور
محافظ عضو باشین اگه🐘شدیم همدیگرو گم نکنیم https://eitaa.com/mnm1405 (فور حساب نشه)
دستمو روی پیشونیم کشیدم که یهو دیدم خیلی تب دارم داشتم به یمت آشپز خونه با بی حالی میرفتم که حس کردم که زانوهام خالی کرد و.... تازه از بیرون امده بودم رفته بودم یه هوا بخورم که دیدم رویا بیدار شده رفتم توی آشپز خونه تا یکم آب بخورم که دیدم رویا داره از حال میره تا امد بخوره زمین سریع خودمو رسوندم بهش و بغلش کردم دیدم که بی هوش شده سریع بدون اینکه بفهمم چی تنمه با همون لباس های راحتی رویا رو بغل کردم و بعد گذاشتمش توی ماشین جوری تا بیمارستان میروندم که راه 20 دقیقه ای رو 10 دقیقه ای رفتم و بدون اینکه در ماشین رو قفل کنم رویا رو بغر گرفتم و بردم توی بیمارستان مجید: پرستار ..... یکی بیاد حالش خیلی بده پرستار ها امدن و رویا رو بردن توی بخش اورژانس ادامه دارد....
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا