امروز بالاخره بعد از چند روز تونستیم پی دی اف بذاریم 💘
ممنون از سوپر اپلیکیشن ایرانی ایتا
مادر یک دستش را به کمرش زد ، قدمی جلو آمد :((چه حرف ها! کی پدرت اجازه می داد ما که زنش بودیم پامان را از خانه بیرون بگذاریم ؟ حالا دخترش تک و تنها برود ؟ مگر من میگذارم؟ ))
پارچه را پرت کردم گوشه ی اتاق و پاهام را به زمین کوبیدم :((اَه.))
مادر با صدایی که میلرزید ، داد زد :((بله؟بله؟))
((من اصلا لباس نمیخواهم. من هیچ چیز نمیخواهم. من..........))
#سال_بلوا
میرزا حسن او را به خود چسباند:((کاش این چیز هار برایت نمیگفتم . قلب تو خیلی کوچک است ، باز امشب هم خوابت نمیبرد.))
یاسی هق هق کنان گفت :((چه اهمیت دارد ؟))
و به جوی آب خیره شد . مگر نمیشود؟
پایان
اردیبهشت ۱۳۶۸ تا خرداد ۱۳۷۱
#سال_بلوا
Sal_Balva.pdf
حجم:
4.1M
🧶✨️
📚میخواهم بمیرم اما هوس دوکبوکی کرده ام
#تیکه_کتاب
#میخواهم_بمیرم_ولی_هوس_دوکبوکی_کرده_ام