eitaa logo
_‌‌ﺑﻭﻓ کور
356 دنبال‌کننده
1هزار عکس
397 ویدیو
40 فایل
🪞دُرود بَر شُما🪞 ' مردم نمی‌دانند چطور ممکن است کل زندگی انسان فقط با یک کتاب تغییر کند ' 📕✨️.ִ ۫ جون دلم ؟ @FaFajjjjj 🎭 ریلز های کتابی بعدیتون اینجا منتظرتونن 📖✨️. کُپی؟ نچ نچ کار بدیه ، به جاش فور کن 🦦
مشاهده در ایتا
دانلود
👤📚لیست پرفروش ترین رمان های جهان ۱. هری پاتر و سنگ جادو ۲. کشتن مرغ مقلد ۳. شازده کوچولو ۴. غرور و تعصب ۵. جنایت و مکافات ۶. بوف کور ۷. هابیت ۸. مردی به نام اوه ۹. بادبادک ‌باز ۱۰. زندگی پی ۱۱. دنیای سوفی ۱۲. گتسبی بزرگ ۱۳. ناتور دشت ۱۴. زنان کوچک ۱۵. آوای وحش ۱۶. گدا ۱۷. یازده دقیقه ۱۸. هزار خورشید تابان ۱۹. عقاید یک دلقک ۲۰. خرقه
سپس پیپ را خاموش خود را روی میز کوبید و ناگهان از جای برخاست و آسیتنهای بلند پالتو او که برای اندامش خیلی بزرگ بود و دستهایش را پوشانیده بود بالا زد و در همین حال ادامه داد :((اگر ما به تعداد کافی مستخدمینی داشتیم این سانحه هرگز اتفاق نمی افتاد .))
پروفسور چتر پاره ی خود را بلند کرد و مشتاقانه چهره ی جو که اکنون گلگون شده بود، نگریست . سپس هر دو دست در دست هم در میان تاریکی باران ، گل و تاریکی به سمت خانه ی سه طبقه ی سنگ قرمز در گوشه ی جاده ی هانورن و لگزنینگتون روانه شدند . جو قفل در را باز کرد و راه را به او نشان داد و آنها لحظه به لحظه به نور و گرمای خانه ی خانوادگی مارچ نزدیکتر می‌شدند. جو با یک گفته ی به خانه خوش آمدی در ساختمان را باز کرد و او را به داخل خانه راهنمایی کرد . پایان
zanane_kochak.pdf
حجم: 2.3M
𓂅.⋆📻 زنان کوچک 🎀✨️ نویسنده : لوییزا می الکوت 📚👤 ژانر: عاشقانه _ کلاسیک 🫂💕 تعداد صفحات : ۱۸۰ 📖💬 سال چاپ : ۱۳۷۴ 🗓📌
مرگان که سر از بالین برداشت ، سلوچ نبود . بچه ها هنوز خواب بودند : عباس ، ابروا ، هاجر . مرگان زلفهای مقراضی کنار صورتش را زیر چارقد بند کرد ، از جا برخاست و پا از گودی دهنه ی در به حیاط خانه گذاشت و یکراست به سر تنور رفت . سلوچ سر تنور هم نبود . شبهای گذشته را سلوچ .............