مایکل سعی کرده بود خواهرم رو بکشه و مادرم رو گناهکار جلوه بده.
هنوز خاطرات گذشته اش رو فراموش نکرده بودم. کسی که به من دوچرخه سواری و یاد داده بود و وقتی هفت سالم بود من و به مسابقه ی بسکتبال برده بود.
آب دهانم رو قورت دادم وارد ایستگاه مترو شدم میخواستم به هز لبرگ برم افکار مایکل رو به کناری زدم و سعی کردم روی برنامه ام تمرکز کنم هر بار به پدرم فکر میکردم وقت و انرژیم رو هدر می دادم.
با انگشتانم به پیام ضربه زدم برای کوهنوردی کردن دیر بود. شاید میتونستم به یکی از دوستان کالج زنگ بزنم و باهاش وقت بگذرونم.
#نفرت_پیچیده
#مجموعهی_عشق_پیچیده
جولز
در بیمارستان آزمایش دادم و معاینه شدم. سرم خراش برداشته بود و چند جایم کبود شده بود. شانه ام درد می کرد. به جز این خوش شانسی آورده بودم میتونست خیلی بدتر باشه.
با وجود بیهوشیم روز بعد امتحانم رو دادم میخواستم زودتر تموم بشه.
به علاوه انتخابهای مختلفی داشتم.
تست رو دادم و لبخندی به مسئول امتحان زدم.تموم شده بود. دیگه نمیتونستم نتایج رو تغییر بدم.
#نفرت_پیچیده
#مجموعهی_عشق_پیچیده
NefratePichide3.pdf
حجم:
2.7M
៹#پی_دی_اف𓂅.⋆📻
نفرت پیچیده 🎐✨️
به همان اندازه که او را می خواهد...
از متنفر است ♥️🕯
نویسنده : آنا هوآنگ 👤🖋
مترجم : مهرو محمدی 📘🔝
ژانر : عاشقانه _ فانتزی 🎀🤍
تعداد صفحات : ۸۸۸ 🗂🗃
#نفرت_پیچیده 🎐✨️
#مجموعهی_عشق_پیچیده
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر این کتاب زیباست 🛐🪄🔮🤍
" روزی روزگاری دلی شکسته " 🎀🕯
#ویدیو_کتابک