eitaa logo
_‌‌ﺑﻭﻓ کور
272 دنبال‌کننده
1هزار عکس
353 ویدیو
45 فایل
🪞دُرود بَر شُما🪞 ' مردم نمی‌دانند چطور ممکن است کل زندگی انسان فقط با یک کتاب تغییر کند ' 📚✨️ 👤بَندهِ کُجام؟ @FaFajjjjj ریلز های کتابی بعدیتون اینجا منتظرتونن🔥😺 کُپی؟ اگر خوشت اومد ، برش دار ، برای تو 🤸‍♂️𓍼֪
مشاهده در ایتا
دانلود
من دست برداشتم...🕯🤎✨️
در هر نفسم جان به هوای تو زند بال 💜🖼
نگاهم کرد و گفت : می دانی رنج تو از چیست ؟ تو به آنچه نباید ، بسیار می اندیشی ...🪔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شهر تهران خفقان گرفته بود، هیچکس نفسش در نمی آمد، همه از هم می ترسیدند، خانواده ها از کسانشان می ترسیدند، بچه ها از معلمینشان معلمین از فراشها و فراشها از سلمانی و دلاك؛ همه از خودشان می ترسیدند، از سایه شان باک داشتند. همه جا در خانه در اداره در مسجد پشت ترازو در مدرسه و در دانشگاه و در حمام مأمورین آگاهی را دنبال خودشان می دانستند. در سینما موقع نواختن سرود شاهنشاهی همه به دور و بر خودشان می نگریستند، مبادا دیوانه یا از جان گذشته ای بر نخیزد و موجب گرفتاری و در دسر همه را فراهم کند. سکوت مرگ آسائی در سرتاسر کشور حکمفرما بود. همه خود را راضی قلمداد می کردند.
دیگر سؤالی نکنید. من دیگر چیزی ندارم به شما بگویم تازه هم هیچ چیز به شما نگفته ام. آنچه درون مرا می کاود و میخورد هنوز هم گفته نشده. اگر من می توانستم آنچه را که درون مرا می سوزاند بیان کنم آنوقت شاعر می شدم نویسنده، نقاش و هنرمند بودم و حال نیستم. شما زندگی استاد را از من میخواستید برایتان حکایت کردم. از زنهای مانند من که زندگیشان فدای هوا و هوس مردان این لجنزار شده فراوان هستند. از شما ممنونم که آنقدر حوصله به خرج دادید و داستان شومی را که مربوط به کارشما و علاقه شما به زندگانی استاد نبود شنیدید تابلوتان را ببرید دیگر من به این پرده هیچ علاقه ای ندارم.استاد شما اشتباه کرده است. این چشمها مال من نیست ! پایان آذر ۱۳۳۰ اردی بهشت ۱۳۳۱
چشم_هایش.pdf
حجم: 6.9M
𓂅.⋆📻 چشمهایش 🪔✨️ نویسنده : بزرگ علوی 👤🖋 ژانر : رمان _ اجتماعی 🎐💙 تعداد صفحات : ۲۱۳ 🗃🗂 ناشر : انقلاب و ادبیات 📌📮 سال نشر : پاییز ۶۳ 📆🔏 🪔✨️