هر کجا نامِ تو آمد گریہ کردم مثلِ ابر ،
در هجومِ بغض وقتِ آبروداری نبود:)
به تازگی همه چیز برایم ناآشنا و ساختگی ست. نمیدانم توهم میزنم یا که مقصودِ وجود خود را از زیستن؛ به فراموشی سپردهام؟ این آیینه چه چیزی را نشان میدهد؟ من هستم؟ اما این من، کیست؟ دارد با زندگیام چکار میکند . . ؟
-مهبوت-
هدایت شده از خونه؟
مرا حالیست که توصیف نمیشود ، نگاهیست که جارینمیشود ، لبخندیست که روشن نمیشود و آغوشیست که دربرگرفته نمیشود .
مرا منیست که برای هیچ انسانی، خوانده نمیشود .