eitaa logo
بخارِ چای.
134 دنبال‌کننده
117 عکس
12 ویدیو
0 فایل
شاعر شدنم علتش این بود ك هر شب، تک مصرع بیتی بنویسم ك بخوانی...
مشاهده در ایتا
دانلود
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هر کجا نامِ تو آمد گریہ کردم مثلِ ابر ، در هجومِ بغض وقتِ آبروداری نبود:)
_
دردلم‌دردیست‌خون‌بار که‌همچون‌گریه‌می‌گیردگلویم‌را...
به تازگی همه چیز برایم ناآشنا و ساختگی ست. نمی‌دانم توهم می‌زنم یا که مقصودِ وجود خود را از زیستن؛ به فراموشی سپرده‌ام؟ این آیینه چه چیزی را نشان می‌دهد؟ من هستم؟ اما این من، کیست؟ دارد با زندگی‌ام چکار می‌کند . . ؟ -مهبوت-
هدایت شده از خونه؟
مرا حالی‌ست که توصیف نمی‌شود ، نگاهی‌ست که جاری‌نمی‌شود ، لبخندی‌ست که روشن نمی‌شود و آغوشی‌ست که دربرگرفته نمی‌شود . مرا منی‌ست که برای هیچ انسانی، خوانده نمی‌شود .
به یادِ خاطره های تو چـای مینوشم تمامِ تلخی دنیا دَرون چـایِ من است.
بخارِ چای.
چای‌می‌نوشم‌که‌باغفلت‌فراموشت‌کنم چای‌می‌نوشم‌ولی‌ازاشک‌فنجان‌پرشده‌است
من تمومش کردم چاووشی ول کن نیست!