بخارِ چای.
جزاینکهشببهشبازغم ، غزلقطارکنیم
فدایچشمِسیاهتبگوچهکارکنیم ؟
بخارِ چای.
چون سفارتخانهها این قلب من تسلیم تو
قاف آن مال شما و مابقی را پس بده ..
تو میگذری
زمان میگذرد
چه کنم؟
با دلی که از تو توان گذشتنش نیست ..
#سهراب_سپهری
هدایت شده از بخارِ چای.
یاد آن سهراب بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست، اما نفسم میگیرد
در هوایی که نفس های تو نیست..
بخارِ چای.
تشبیهِ تو با ماه کنم؟ راه ندارد
زیبایی معشوق مرا ماه ندارد !