هدایت شده از بخارِ چای.
یاد آن سهراب بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست، اما نفسم میگیرد
در هوایی که نفس های تو نیست..
بخارِ چای.
تشبیهِ تو با ماه کنم؟ راه ندارد
زیبایی معشوق مرا ماه ندارد !
اونجا که فریدون مشیری میگه:
شوق
دیدار تو لبریز شد از
جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانهی جانم
گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید
تو، همه رازِ جهان
ریخته در چشم سیاهت.
من همه محو تماشای نگاهت ...
بخارِ چای.
__
فاز مثبت میدهد معشوقهای که مذهبیست
هم خدا داری و هم خرما ، عجب حالی شود ..