جلال آل احمد :
غربزدگی میگویم همچون وبازدگی. و اگر به مذاق خوش آیند نیست بگوییم همچون گرمازدگی یا سرمازدگی؛ امّا نه. دستکم چیزی است در حدود سنزدگی. دیدهاید که گندم را چهطور میپوساند؟ از درون. پوستهی سالم برجاست؛ امّا فقط پوست است، عین همان پوستی که از پروانهای بر درختی مانده.
به هر صورت سخن از یک بیماری است. عارضهای از بیرون آمده و در محیطی آماده برای بیماری رشد کرده. مشخّصات این درد را بجوییم و علّت یا علّتهایش را. و اگر دست داد، راه علاجش را. (کتاب غرب زدگی)
کتاب بخوانیم برای یافتن پاسخ پرسش هایی که داریم
و خلق پرسش های جدید کنیم از دل خواندن کتاب های جدید...
در این مسافرت مشهد قصد خرید کتاب ندارم اما دوستان گفتند چند کتاب فروشی برویم.
شاید از برخی کتاب هایی که میبینم عکسی بگیرم...