eitaa logo
Bookberyy زاپاس
468 دنبال‌کننده
382 عکس
0 ویدیو
13 فایل
زاپاس بوک بری چنل اصلی جوین باش🫂 https://eitaa.com/joinchat/3679584584Cfa745e368f 💗🦖‌
مشاهده در ایتا
دانلود
خلاصه کتاب : شهری را تصور کنید که انگار دنیا در آن به آخر خط رسیده است. این شهر اسمی ندارد. مشخص نیست در چه کشوری یا حتی سیاره‌ای قرار دارد. آب‌وهوای این شهر رو به نابودی است. هیچ گلی در آن نمی‌روید. معلوم نیست چه سالی است. گویی تاریخ و زمان دیگر در آنجا معنا و جایگاهی ندارند. در این شهر که افسردگی و رخوت و ناامیدی موج می‌زند، خودکشی و مرگ تنها هدف و آرزوی انسان‌هاست. در این شهر بهترین و موفق‌ترین کسب‌وکار متعلق است به «مغازه خودکشی». مغازه‌ای که خانواده‌ی تواچ آن را مدیریت می‌کنند؛ متشکل از آقای تواچ و همسرش، دو فرزند پسر و یک دختر. شعار مغازه‌ی آن‌ها این جمله است: «آیا در زندگی شکست خورده‌اید؟ لااقل در مرگتان موفق باشید». درضمن، این مغازه تنها مغازه‌ای است که هنگام عزاداری‌ها باز است. آن‌ها بهترین، کارآمدترین و ظریف‌ترین ابزارها را برای خودکشی دارند. ابزارهای آن‌ها ردخور ندارند. آدم‌ها به مغازه‌ی آن‌ها پا می‌گذارند و ازشان درخواست می‌کنند ابزاری راستِ کار آن‌ها بهشان بدهند. خانواده‌ی تواچ از اینکه این‌قدر مشتری‌مدار هستند و مشتری‌ها را به هدفشان می‌رسانند خوشحال‌اند. خانم و آقای تواچ آن‌قدر کارشان را دوست داشته و دارند که نام فرزندانشان را از روی شخصیت‌های معروفی برداشتند که خودکشی کردند. کسب‌وکار آن‌ها با رونق طی می‌شود تااینکه کم‌کم آلن، فرزند کوچک خانواده، خلاف مسیر خانواده پیش می‌رود و راه جدیدی برای زندگی پیدا می‌کند. او زندگی را دوست دارد و میانه‌ی خوبی با خودکشی و مرگ ندارد. داستان در طول چندسال روایت می‌شود و در این سال‌ها شخصیت‌ها بزرگ‌تر می‌شوند.
بخشی از داستان کتاب : "آلن! آخه چند بار بهت بگم؟ وقتی مشتری هامون از مغازه خرید می کنن، بهشون نمی گیم به زودی می بینمت. ما باهاشون وداع می‌کنیم. چون دیگه هیچ وقت بر نمی گردن. آخه کی این رو توی کله ت فرو می‌کنی؟ " لوکریس با عصبانیت کاغذی را پشت خود در دستان گزه کرده اش پنهان کرده بود که با تکان‌های عصبی او می‌لرزید. بچه‌ی کوچکش روبه روی او ایستاده بود و بشاش و مهربان نگاهش می‌کرد. خانم تواچ خم شد و با لحن سرزنش آمیز محکمی گفت: " و یک چیز دیگه؛ این جیک جیک کردنت رو تموم کن. وقتی یکی میاد اینجا نباید بهش بگی- ادای آلن را در می‌آورد- "صبح بخیر" تو باید با لحن یه بابا مرده بهشون بگی "چه روز گندی مادام" یا مثلاً بگی " امیدوارم اون دنیا جای بهتری براتون باشه موسیو". و...
نویسنده : ژان تولی تاریخ نشر : ۲۰۰۶ ژانر : سبک طنز سیاه می تونید این کتاب رو از نشر چشمه تهیه کنید .
ناشناس : https://daigo.ir/secret/62002865102 دوستان این ناشناس من هست فعلا اگر حرفی درخواستی برای کتاب بود بفرمایید . (ادمین NYX )
«یک دزدی ادبی که پشت‌‌صحنهٔ دنیای نشر را بی‌رحمانه لو می‌دهد.» - @bookberyy ☕️
۱. هنوز پی دی افش رو پیدا نکردم :/ ۲.فرستادم. ۳.ایدی ایتا بدید. ۴.خاکستر و پادشاه نفرین شده داخل کانال زاپاس هست و اما بقیه رو براتون میفرستم .