معرفی کتاب
یه کتاب عجیب
یه کتاب خیلی عجیب با پایان باورنکردنی
قضیه اینجاست که تقریبا میدونستم پایانش چیز عجیبیه اما نه تا این حد👀
احتمالا خیلی تهش تعجب نکردم چون تمام تعجبم رو سر خوندن دیزی دارکر خرج کرده بودم شایدم دلیلش این باشه که چون یه جورایی میدونستم پایانش عجیب و غریبه خیلی با دقت نخوندم و خب، فقط در حد یه تندخوانی بود ولی هرچی که بشه: کتابش_واقعا_عجیب_بود
بعدش دچار حس خلسه مانند بعد تموم شدن کتاب ها نشدم. اون غمی که بعد تموم شدن یه کتاب سراغم میاد و با خودم میگم عه همه چیز تموم شد. و دلم میخواد خودم داستانو ادامه بدم. حتی اگه ننویسمش، همینجا تو ذهنم. خلاصه که بریم واسه معرفی.
داستانش خیلی طولانی نیست یعنی من از ۱۱ و نیم، ۱۲ شروع کردم و تا ۵ و نیم تموم شد با اینکه این وسط ۱ ساعت و نیم کلاس زبانم داشتم و در مجموع دو ساعت کتابو نخوندم.
داستان از زبان یه دختر از یه خانواده ی با حیثیت و اسم و رسم داره و یه جزیره با چند تا خونه توش دارن. هر سال ، کیدنس با خاله زاده هاش و یه غریبه، تابستونشونو اونجا میگذرونن و این تازه شروع کاره.
اینکه هر سال اونجا باشن یه چیز اجتناب ناپذیره تا اینکه یه اتفاقی میفته. یه حادثه. یه جرم.
کیدنس چیزی از اون حادثه یادش نیست فقط یادشه که از اعماق آب برگشته بوده و پیداش کردن. اما چرا هیچ کدوم از خاله زاده هاش اونجا نبودن؟ چه اتفاقی براشون افتاده بود؟
کیدنس با ذهنی مغشوش و با حالت فراموشی، به زندگی بر میگرده اما چیزی از اون اتفاقات به خاطر نداره. اما چه اتفاقاتی؟ چرا هیچکس نمیخواد درباره ش حرف بزنه؟ چه کسی جرمی رو مرتکب شده؟ خودش، خانواده ش، پدربزرگش و حتی شاید یه جنایت گروهی؟
کیدنس ذهنش پر از سواله و با این اندیشه ها، به جزیره شون بر میگرده. اما همه چیز تغییر کرده. حتی خود اون.
ما دروغگو بودیم
امیلی لاکهارت
#کتاب_گرافی
خط کتابای عکس آخر رو دیدین؟
پایینی سمت راست
دقت کردین خطش با خط کتابهایی که اول کارتونهای دیزنی روایت میشد یکیه؟ یا خط داستان نویس تو کتاب خوب های بد، بد های خوب(مدرسه ی خیر و شر)
میدونین آهنگ کتاب ما دروغگو بودیم چیه؟
Summertime sadness
کاملا مناسبشه:)))))))
#کتابخون
یکی از کتابایی که واقعا وایب ما دروغگو بودیمو داره،دیزی دارکره
الان معرفیشو میذارم
داستانشون هم به شدت شبیه همه و پایانشون خب👀چیزی نمیگم که خودتون بخونین و لذت ببرین. باز دیزی دارکر به مرور عجیب تر بود چون هم طولانی تر بود هم پروسه ی کند تری داشت و تو چند صفحه ی آخر حقیقت معلوم میشه
از اون کتابایی ان که وقتی شروعشون کنی، نمیتونی(با تاکید) ولشون کنی
هر دوشونو وقتی شروع کردم، کل روز درحال خوندنش بودم
دیزی دارکر روند کند تری داشت و از صبح تا شب طول کشید اما یه مشکلی بود
اینکه وقتی تا ساعت ۲ شب کتابی مثل دیزی یا ما دروغگو بودیمو بخونین(مخخخخصوصا دیزی دارکر)، دیگه نمیتونین تو راهروی خونتون قدم بزنین یا به کمد دیواری ها دست بزنین یا به راه پله نگاه کنین.
گفتم بهتون هشدار بدم🥲😀