My library 📚 | 🌕 کافه کتاب
یکی بود یکی نبود. یه خانواده ی با حیثیت و اصل و نسب بود. خانواده ی دارکر، که پیر ترین عضوشون یه مادر
رز می گوید:《همه ی ما راز هایی داریم》
:《بله اما همه ی ما برای حفظ رازمان دست به آدم کشی نمیزنیم》
وقتی کانر این را می گوید، رز به او خیره میشود اما آنقدر غرق در فکر است که متوجه نمیشود.
دیزی دارکر
#برشی_از_کتاب
:《زندگی خود را با غمگین شدن برای چیزهایی که نمیتوانی تغییرشان دهی، تلف نکن》
من پاسخ دادم:《از این که چنین موجود بازنده ای هستم، حالم به هم میخورد》 ادامه دادم:《رز روزی به دانشگاه می رود، کانر هم روزنامه نگار درخشانی خواهد شد، و من هم دلم میخواهد...》
مادربزرگ می گوید:《همه ی آرزو های خود را صرف فکر کردن به رویای دیگران نکن》
:《چرا نکنم؟ من باید منتظر چه آینده ای باشم؟ من هیچ کسی نیستم.》
لبخندی زد و سرش را تکان داد:《تنها هیچکس های این دنیا کسانی هستند که وانمود میکنند کسی هستند و درعین حال با هم فرقی ندارند و مثل همند.》
دیزی دارکر
#برشی_از_کتاب
به نظرم یکی از تنها نویسنده هایی که تمام عواطف و احساسات رو در خودش داشته، ال.ام.مونتگمریه! من با کتاباش تبدیل به کرم کتاب میشم
حقیقتا نمیدونم چند بار کتاب هاشو خوندم و با روش بقیه ی افراد که از اول میخونن هم هماهنگ نیستم بلکه شانسی یه صفحه که مطمئنا حفظم رو باز میکنم و وقتی تا آخر کتاب رو خوندم دوباره از اول شروع میکنم تا حتی یه خط هم نخونده باقی نمونده باشه!
حتی زندگینامه شو هم ۳ سال پیش خوندم و چون یه جورایی همه ی کتاباشو حفظم و میدونم از چه جمله ای کجا استفاده کرده، متوجه شدم تو کتابهاش هم از تجربه هاش مینویسه. اتفاقا از اون تکه هاش عکس هم گرفتم:>
آنشرلی، امیلی، قصه های جزیره، قصر آبی، جین در فانوس تپه، جاده ای به گذشته، کلاف سردرگم...
هر روز و هر حالم تک تکشون رو به موقعش می طلبه و وقتی تموم میشه خیلی دلم میخواد دوباره از اول همون لحظه بخونم اما باید حد اقل چند روز صبر کنم:):
اگه میخوای همیشه جاودان بمونی، نه اسمت، بلکه شخصیتت.
کتاب بنویس!
#کتابخون
《بعد از سالها ، به این نتیجه رسیدم که جملات کوتاه و کلمات ساده، به مراتب پرمعنا تر و تاثیرگذار تر از جملات طولانی و کلمات قلنبه سلنبه ای ست که به کار میبردم.》
آنی شرلی، جلد اول
#برشی_از_کتاب
《چه جهنمی میشود زندگی با کسی که عاشقش نیستی و در مقابل؛ چه بهشتی میشود بودن با کسی که در تب و تاب عشقش می سوزی.》
یادداشت های خصوصی ال.ام.مونتگمری
#برشی_از_کتاب