eitaa logo
عمیق‌تر بیاندیشیم!
353 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
280 ویدیو
97 فایل
دکتر داریوش (داوود) عرفانی فر هستم. پزشک و دانش آموخته حوزه علمیه شیراز و قم؛ خاصه در کلام، حکمت و عرفان.
مشاهده در ایتا
دانلود
📖 داستانِ ۱ «فرمون رو کی چرخوند؟» 🚗 زنگِ ورزش بود. کام‌ران، جلوی همه، توپ رو خراب شوت کرد. چند نفر خندیدن.🤣 همون لحظه، با خودش گفت: «همه دارن مسخره‌م می‌کنن...» با عصبانیت، توپ رو پَرت کرد گوشه‌ی حیاط؛ و تا آخرِ زنگ، با هیچ‌کس حرف نزد. 😠 شب، وقتی داشت به ماجرا فکر می‌کرد، از خودش پرسید: «اگه اون لحظه، به‌جای این فکر، با خودم می‌گفتم: ‹اشتباه، پیش می‌آد؛ دفعه‌ی بعد، جبران می‌کنم›، شاید اصلاً این‌قدر عصبانی نمی‌شدم...» فردای اون روز، دوباره اشتباه کرد؛ امّا این بار، فقط خندید، توپ رو برداشت، و دوباره امتحان کرد.😀 آخرِ بازی، خودش بیش‌تر از همه لذّت برد. ⚽️🌱 🔍 تحلیل ویلیام گِلَسِر، رفتار رو به یه ماشینِ چهارچرخ تشبیه می‌کنه. چرخ‌های جلو، فکر و عمل هستن؛ و چرخ‌های عقب، احساس و بدن. وقتی کام‌ران فکرش رو تغییر داد و رفتارِ متفاوتی انتخاب کرد، احساسش هم کم‌کم عوض شد. ما معمولاً نمی‌تونیم مستقیماً به احساساتمون دستور بدیم؛ امّا می‌تونیم با تغییرِ فکر و عمل، جهتِ ماشینِ رفتارمون رو عوض کنیم.💚 🌱 بفرست بَراش؛ شاید به کارِش بیاد! @Deliberate_Chooser @Deliberate_Selection
📜 شعرِ ناب پیشِ چشمَت داشتی شیشه‌یْ کَبود زآن‌سَبَب، عالَم، کَبودَت می‌نمود ✍️ رومی 🔍 تحلیل گِلَسِر می‌گه ما جهان رو همون جوری که هست، نمی‌بینیم؛ بلکه جوری که «ادراک» می‌کنیم، می‌بینیم. این ادراک، براساسِ دنیای کِیفی و عینکِ ذهنیِ ما ساخته می‌شه. رومی، با تَمثیلِ «شیشه‌ی کَبود»، فیلترهای ذهنی و سیستمِ ادراکیِ ما رو تبیین می‌کنه. اگه جهان رو تار می‌بینی، عینکِت رو پاک کن. 🌱 بفرست بَراش؛ شاید به کارِش بیاد! @Deliberate_Chooser @Deliberate_Selection
میگم این صحنه‌ رو کجا دیده بودم ؛) ‌✍🏻امامیاری یالثارات‌الخامنه‌ای خون‌خواهیِ نصرالله حجت الاسلام رحمت الله معظمی @r_moazzami
مشاور؟! خب شرط اول مشاور بودن، داشتن عقله!! بدون عقل چطور میشه مشاور بود؟! . . شاید هم ترس از عزل شدن ازین منصب باعث شده مزخرف بفرمایند!
🛑سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من اگر ادا نکنی قرض‌دار من باشی ماجرای سه بار بوسه قائد شهید ره بر صورت مرحوم آیت الله حائری شیرازی: «سال ۱۳۸۷ که رهبری سفری به استان فارس و شهر شیراز داشتند، صبح روز ورودشان به این شهر، بعد از نماز صبح با خود فکر کردم، من امروز چه حرفی دارم که ارزش گفتن در حضور رهبری را داشته باشد؟ یک دفعه به دلم افتاد که دیوان حافظ را باز کنم، ببینم چه شعری می آید. نهایتا دیوان حافظ را گشودم و این شعر آمد: هزار جهد بکردم که یار من باشی مرادبخش دل بی‌قرار من باشی چراغ دیده شب‌زنده‌دار من گردی انیس خاطر امیدوار من باشی چو خسروان ملاحت به بندگان نازند تو در میانه خداوندگار من باشی از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند گرت ز دست برآید نگار من باشی شبی به کلبه احزان عاشقان آیی دمی انیس دل سوگوار من باشی شود غزاله خورشید صید لاغر من گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من اگر ادا نکنی قرض‌دار من باشی من این مراد ببینم به خود که نیم شبی به جای اشک روان در کنار من باشی من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم مگر تو از کرم خویش یار من باشی» شعر اشاره به این دارد که بزرگی وارد شهر می‌شود و نماینده‌اش می‌خواهد از او استقبالی کند. شعر حافظ، در اطراف دیالوگ آن بزرگ و نماینده‌اش می‌گذرد. «منظور از نماینده آن بزرگ در شعر حافظ من هستم، لذا مرادبخش دل بی‌قرار من هم رهبری است». «وقتی رهبری وارد استادیوم چندهزارنفری شیراز شدند، با خود گفتم حال من در این شلوغی چه بگویم، که یکدفعه شعر را از جیبم بیرون آوردم و شروع به خواندن کردم. بعد از مراسم استقبال و برای صرف ناهار، به محل اقامت رهبری رفتیم. پس از صرف ناهار وقتی خواستم خداحافظی کنم، یکی از میان جمع گفت: حضرت آقا برای اینکه قرض‌دار آیت الله حائری نباشید، قرضتان را ادا کنید! رهبری صدایم کردند و سه بوسه بر صورتم زدند و از آن به بعد نشانه بین ما این بود که ایشان سه مرتبه صورت مرا ببوسند...». https://eitaa.com/boookkk
«پس از جنگ جهانی دوم، زمانی که رفاه ملی ایالات متحد آمریکا ابعاد جهانی یافت، بنیادهای عمده [‌ راکفلز،فورد و کارنگی] به طور روز افزون به حمایت از نهادهای آموزشی، در مناطق مهم استراتژیکی جهان مبادرت ورزیدند؛ با این امید که این نهادها بتوانند به تربیت افرادی توفیق یابند که نگرش آنان در مورد منافع ملی ایالات متحد سازگار با همان دیدگاهی باشد که از سوی بنیادهای حامی چنین نهادهایی پذیرفته شده است. این افراد نیز به نوبه خود، جهان پیرامون خود را به گونه‌ای شکل می‌دهند که متضمن حفظ و گسترش منافع آمریکا باشد» کتاب «کنترل فرهنگ» نوشته‌ی «ادوارد برمن» ترجمه حمید الیاسی. چاپ چهارم ۱۳۹۹. نشر نی. صفحه ۱۹ ✍ با خواندن متن فوق، به یاد فرد یا افراد خاصی نمی افتید؟! https://eitaa.com/boookkk
کنترل فرهنگ ادوارد برمن.pdf
حجم: 177K
معرفی کتاب کنترل فرهنگ، ادوارد برمن.pdf https://eitaa.com/boookkk
ROIR_Volume 13_Issue 2_Pages 7-34.pdf
حجم: 1M
جایگاه بنیادهای خیریه در سیاست خارجی آمریکا https://eitaa.com/boookkk
4011413910505.pdf
حجم: 360.6K
قدرت نرم در سیاست خارجی آمریکا .pdf https://eitaa.com/boookkk
کتاب «کنترل فرهنگ » نقشی را که اساسا بنیادهای کارنگی ، فورد و راکفلر در حمایت از سیاست خارجی ایالات متحده ، به ویژه از سال 1945 بازی کرده اند ، مورد بررسی قرار می دهد. تلاش بنیادها به نمایندگی از منافع آمریکا در خارج از کشور ، بیشتر در حمایت از تعدادی از موسسات متمرکز بوده است. آموزش عالی در کشورهای جهان سوم که دارای استراتژی هستند، با الگوبرداری از دانشگاههای آمریکایی، سعی می کنندآموزش رهبران جهان سوم را به گونه ای انجام دهند که در برابر نفوذ سیاسی و اقتصادی امریکا در این جوامع موضعی بی طرف و یا حتی موافق اتخاذ کنند. این کتاب نشان می دهد که چگونه امریکا از طریق موسسات مختلف خویش که به نظر می رسد مستقل از هرگونه سیاستی باشند، بطور نامحسوس ایده های استعماری امریکا را در کشور های جهان سوم تسری می دهند. مطالعه دکتر برمن نشان می دهد بنیادهای لیبرال در طول تاریخ سیاست های مخرب منافع ایالات متحده را دنبال کرده اند. شواهد نشان می دهد که چگونه سیاست ها و برنامه های اینگونه بنیاد ها پس از مشورت دقیق با رهبران آمریکایی و مقامات دولتی تدوین شده است ، و چگونگی فعالیت های آنها برای پیشبرد اهداف تعیین شده توسط کسانی که در جهت گیری سیاست خارجی ایالات متحده تأثیر می گذارند ، طراحی شده است. https://eitaa.com/boookkk
سخنگویان بنیادها همواره ماهیت نوع دوستانه ی موسسات خود را مورد تأکید قرار داده اند و در همان حال این اتهام را نیز رد کرده اند که گویا هدف اصلی ایشان پیشبرد اهداف ملی یا حزبی خاص بوده است. چنین ادعاهایی پس از پایان جنگ جهانی دوم با شدت و تناوت بیشتری عنوان شده اند. دوران پس از جنگ شاهد گسترش سریع برنامه های برون مرزی بنیاد کارنگی و بنیاد راکفلر و همچنین ورود بنیاد فورد به صحنه ی فعالیت های خارجی بوده است. این ادعای بنیادها در مورد ماهیت صرفا بشردوستانه ی فعالیت شان در داخل و خارج با بررسی نامه ها، خط مشی های اعلام شده، گزارش های درون سازمانی و خاطرات مقامات آن ها رد می شود. اسناد فوق آشکارا نشان می دهند که چگونه برنامه های بنیادها به منظور پیشبرد علایق سیاست خارجی ایالات متحد تدوین شده است و... میانی بین طبقه حاکم و مردم را اشغال می کنند. پذیرش برداشت طبقه حاکم از واقعیتها، که به عنوان حقیقت مورد تائید قرار می گیرد و به ظاهر بدیهی به نظر می رسد، به تلاش های این فروشندگان بستگی دارد. کمک هزینه های تحصیلی که از سوی بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر اعطا می شود، هدف تربیت این فروشندگان با روشنفکران را در دانشگاههای مورد حمایت آنها در داخل و خارج پیگیری می کند. میلیشدا خاطر نشان می کند که «طراحی و ایجاد و فاق در جامعه سرمایه داری هنوز یک مشغله غیر رسمی و خصوصی و در واقع مشغله بخش خصوصی است. دانشگاههای مورد حمایت بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین شباهنی انکارناپذیر به آن دسته از دانشگاههای آمریکایی دارند که از سالها پیش مورد توجه بنیادها قرار داشته اند. به عنوان نمونه بنیاد فورد تامین کننده عمده نیازهای مالی برنامه های آموزشی و پژوهشی در زمینه های علوم اجتماعی، مدیریت عمومی و تربیت معلم در دانشگاههای آمریکایی بوده است. توجه به این شاخهها، به استثنای تربیت معلم، کاملا در دانشگاههای تحت حمایت بنیاد فورد در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین مشهود است. همچنین تاکید بر علوم پایه و پژوهش پزشکی - زیستی و تربیت مربیان دانشگاهی صاحب مدارک عالی که همیشه سهمی عمده از برنامه های آموزشی بنیاد راکفلر را در ایالات متحد به خود اختصاص داده، به همان صورت در برنامه های خارجی بنیاد نیز انعکاس یافته است. در این گونه برنامه های دانشگاهی در خارج، مانند برنامه های مشابه داخلی، به منظور تربیت گروههای همفکر از متخصصین محلی صورت می گیرد که هنجارهای خاصی را می پذیرند و در آینده مواضع رهبری جوامع خود را در دست خواهند گرفت؛ به این امید که از این مواضع رهبری، ملل خود را در مسیر توسعه هدایت کنند. https://eitaa.com/boookkk