「از شکست میترسیدم یاد گرفتم تلاش نکردن یعنی شکست」🏃♂
「از نفرت میترسیدم یاد گرفتم به هر حال هر کسی نظری دارد」💛
「از سرنوشت میترسیدم یاد گرفتم من توان تغییر آن را دارم」🧗♂
「از گذشته میترسیدم فهمیدم گذشته توان اسیب رساندن به من را ندارد」🌝
「و در آخر از تغییر میترسیدم تا اینکه یاد گرفتم حتی زیباترین پروانه ها هم قبل از پرواز کرم بودند و تغییر آنها را زیبا کرد!」🐛🦋
@boookmark
「🤍🌱」
من باور دارم که معجزه ها در فراسوی باور های من اماده اند برای رخ دادن پس دل می سپارم به شادی های در راه مانده و روز های خوب تر...
#نرگسصرافیانطوفان🌬
@boookmark
کتاب سنگ کاغذ قیچی داستانی رازآلود و هیجانانگیز به قلم آلیس فینی است.🌫
این کتاب قصهی زوجی جوان است که زندگی عاطفیشان با مشکلاتی روبهشده و برای رفع مشکلات آن میخواهند به دریاچهی بلکواتر سفر کنند.🚙
رمان سنگ کاغذ قیچی (Rock Paper Scissors) کتابی عاشقانه نیست! 🥀
داستان زوجی جوان که رابطهشان به بنبست خورده و تصمیم گرفتهاند از دل ویرانی، چیزی تازه بسازند.❤️🩹
به همین دلیل هم هست که به اسکاتلند میروند تا با فاصله گرفتن از شلوغیهای شهر لندن مشکلاتشان را حل و فصل کنند.🌁
#تیکهایازکتاب
«کاملیا هنوز همان زنی ست که ده سال پیش به او دل باختم؟»
«آیا آدام متوجه تارهای خاکستری میان موهای بور بلندم میشود؟»
«تکلیف آن همه عشق که حالا با مجموعهای از خاطرات بد همراه شده چیست؟»
اینها گوشهای از سوالاتی بود که قبل از رسیدن به هتل ذهن آنها را درگیر کرده بود.
شاید مسافرت آخر هفته همهی چیزی بود که آدام و کاملیا به آن نیاز داشتند و شاید هم تنها چیزی بود که برای فرو ریختن رابطهی نهچندان استوار آنها لازم بود!