اگر به بلوغ روانی رسیده باشی:
میپذیری زمانی که گذشته بخشی از زندگیت بوده که دیگه قابل تغییر نیست، پس خودتو از افسوسها و ای کاشها رها میکنی.
میپذیری همیشه درک و تفسیرت از اتفاق ها و رفتار دیگران درست نیست.
میپذیری که افکار و احساساتت قابل تغییره و خودت رو محکوم به درد کشیدن نمیکنی.
میپذیری ضعفها و حساسیتهایی داری که باید ازشون مراقبت کنی تا بتونی رشد کنی.
و میپذیری برای رسیدن به آرامش اول باید روی خودت کار کنی، بعد روی دیگران.💆🏻♀🍃
@boookmark
یه جا نوشته بود که:
میدونید چرا کودکی شیرینه؟
چون گذشتهای وجود نداره، یادی وجود نداره آینده ای وجود نداره.
این سنگینی بار گذشته و آیندست که زندگیرو سخت میکنه؛
منرو یاد این حرف نادر ابراهیمی انداخت:
فراموشی را بستاییم.
یاد، انسان را بیمار میکند❣️
@boookmark
یکی از دوستان این پیدیاف رو گذاشت کانالش یاد دورانی افتادم که شبانه رمان تموم میکردم😄
ینی از ۱۲ شروع میکردم تا ۷ و ۸ صبح🥱📖
اصلا حس کنجکاویم قابل کنترل نبود که صبر کنم تا کتاب تموم نمیشد ول نمیکردم😬
من عاشق این رمان بودم بارها و بارها هم خوندمش چند تا دیگه هم بود مثل آشوب، شاه مقصود، تب داغ گناه،قاصدک🥲🫀
اونقدر آدما قبل من و تو غصه خوردن، لب پنجره سیگار کشیدن، عاشق شدن، فارغ شدن، فحش دادن...
اونقدر آدما قبل من و تو بردن، باختن، گذاشتن رفتن، گم و گور شدن...
اونقدر آدما قبل من و تو به گذشتهشون فکر کردن، حسرت خوردن، بغض کردن...
حالا کجان؟
رها کن رفیق..رها کن بره...🕊✨
@boookmark