「🌈」
شاید عجیب باشد ولی من میگویم صاحبان قشنگترین لبخندها غمگینترین قلبها را دارند!
مهربانترین آدمها بغضهای زیادی را قورت دادهاند و آرامترین شخصیتها اشکهای زیادی را روی بالش شبانهشان ریختهاند!
آدمها رنگین کمانی از دردند فقط هر کسی به سبک خودش به روی پوست شخصیتش رنگ میپاشد!
نازیلا زارع
جولی و سم، قصد دارند تمام زندگی خود را کنار هم بگذرانند.❤️🔥
اما یک تصادف جان سم را میگیرد و درست زمانی که جولی حال خوبی ندارد با تلفن او تماس میگیرد📞
بخشی از کتاب...📕
جولی به تلفنش خیره شد و انگشت شستش روی دکمه سبز رنگ تماس معلق بود.📞
از آخرین باری که او برای سم پیام صوتی گذاشته بود، هفته ها می گذشت، اما اشتیاق برای شنیدن صدای خواهرش همچنان مثل همیشه قوی بود.🥲
نفس عمیقی کشید و دکمه را فشار داد و به صدای زنگ تلفن گوش داد تا اینکه بالاخره به پست صوتی رفت.❤️🩹
جولی در حالی که صدایش در حال شکستن بود گفت: “هی، سم. دوباره من هستم.
” “خیلی دلم برات تنگ شده. باورم نمیشه واقعا رفته ای. گاهی احساس می کنم هنوز اینجایی، مثل اینکه می توانم تو را با خودم حس کنم، اما بعد یادم می آید که نیستی، و این همه دردناک است. دوباره، کاش اینجا بودی، کاش میتوانستی همه چیزهایی را که در حال رخ دادن هستند، همه چیزهایی که تغییر کردهاند ببینی. من نمیدانم بدون تو چگونه این کار را انجام دهم، سم. در دنیایی که تو اینجا نیستی. اما من تلاش میکنم. واقعاً تلاش میکنم. دوستت دارم سم. خیلی دوستت دارم.”🥺💔
جولی در حالی که اشک هایش را پاک می کرد، متوجه چیز عجیبی روی صفحه گوشی اش شد.📩
جولی روی اعلان کلیک کرد و پیام شخصی به نام نیک را دید. روی آن نوشته شده بود: “هی، برای از دست دادنت متاسفم. من نمی دانم سم کیست، اما پیام های صوتی شما را دریافت می کردم. فقط می خواستم به شما اطلاع دهم که تنها نیستید.”🫂
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حامیم
به وایب کتاب میخورد🥲❤️🩹
@boookmark
نویسنده: داستین تائو♥️
مترجم: پریسا رجوند🌸
نشر: آبیژ🫀
قیمت: 180 تومان✨
@boookmark