ریحانه و مادرش که میروند، زنان و دختران و کنیزان حاکم وارد مغازه ابونعیم می شوند✨
خرید های شان را که انجام میدهند قنوا ، دختر حاکم به هاشم می گوید برای تعمیرات به داروالحکومه بیاید🛍
ابونعیم هر چه میگوید یک شاگرد برایتان میفرستم
قنوا زیر بار نمیرود و در حالی که چشم به هاشم دوخته است می گوید: وسایل را فراهم میکنیم فقط هاشم را بفرستید!👀
ابوراجح حمامی، پدر ریحانه در بازار حِلّه حمام دارد🚿
مردی که نه تنها زیبا نیست بلکه چهره زرد و دندان هایش کمی توی ذوق میزند😬
اما قلب مهربان او هاشم را جذب کرده بود و اکثر مواقع که به هم صحبت احتیاج داشت با او صحبت میکرد🗣
اما این بار که عشق دختر او را در سینه داشت میتوانست مثل همیشه با او صحبت کند؟!🫀
تا انتهای داستان بین ریحانه و هاشم موانع کوچک و بزرگی قرار میگیرد که بزرگترین آن شیعه و سنی بودن آنهاست...
بقیشو دیگه نمیگم😌
اصلا هر چی از زیبایی قلم اقای مظفر سالاری بگم کم گفتم🤌
یه جوری با جزئیات حِلّه رو توصیف کرده بوی ادویه و صدای ساربان شترها رو موقع کتاب خوندن حس میکنی🤏
داستان بر اساس واقعیته...
و آخر داستان ابوراجح حمامی توسط امام زمان(عج) شفا میگیره🙂💚
Book mark
•صدایی مستقیم از بهشت♥️•
HamimHamim - Roze Seffidd - 320 - musicsweb.ir.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
تو یه رویایی که نمیرسی به دستم❤️🩹