میگفت نجات دهنده در آینه است ولی بیاید قبول کنیم نجات دهنده گاهی خانواده است، رفیقه، یه کتابه، یه پادکسته، یه مهارته، یه پیاده رویه، یه قهوهست، یه حمومه، گاهی آشنایی با آدمها و تجربههای جدیده، شاید یه فیلم یا سریاله، موسیقیه، تراپیسته، همیشه دنبال نجات دهنده تو آینه نگرد، اون هم گاهی خسته میشه و از پس خودش بر نمیاد🧸🤎
@boookmark
یه دوست داشتم هر موقع حالشو میپرسیدم
و حالش بد بود میگفت: شبم!
میگفتم شب یعنی چی؟
میگفت دلم تاریکه ولی آرومم…
مثل ستارهها به مردم لبخند میزنم،
نمیذارم بقیه حالمو بفهمن...
چقد شب بودیم و کسی نفهمید…🙂✨
@boookmark
گفت: سالهای زیادی فکر میکردم حالم خوب نیست چون زندگی اونطوری که میخواستم پیش نرفته و به اهداف و آرزوهام نرسیدم..
اما در جلسات تراپی با جنبه های جدیدی از خودم آشنا شدم!
متوجه شدم یک آدم سرزنشگر و پرتوقع در من وجود داره که نمیذاره بدون شرط به خودم عشق بورزم!
یعنی انقدر «بایدها» و «نبایدها» رو به من گوشزد میکنه که باعث میشه هیجانهای مثبت کمی رو تجربه کنم..
از طرف دیگه یک فرد بازنده در من وجود داره که فکر میکنه هیچوقت زندگی خوب جلوه نمیره
اما کمکم تونستم من «سالم» رو در درونم تقویت کنم
این من دیگه نمیخواد زندگی آرمانی داشته باشه فقط داره یاد میگیره جنبه های مثبت و منفی خودش رو کشف کنه
پس؛
گاهی مشکل این نیست که زندگی ناکامی و شکست داره، مشکل اینه که نتونستیم قطبهای متضاد خودمون رو بشناسیم.
اگر ترس هست شجاعت هم هست اگر حماقت هست خرد هم هست اگر ناامیدی هست امید هم هست... فقط کافیه مدیریت اونها رو یاد بگیریم.
@boookmark
راه خودت را برو...
چند سال بعد، هیچکس
حسرتهای تو را گردن نمیگیرد،
حتی همان کسی که محدودت کرده🐢🧃
@boookmark