داستان با خلبانی شروع میشود که هواپیمایش در صحرایی سقوط میکند و مجبور است فرود بیاید.🛩
خلبان با شاهزاده جوانی آشنا میشود که از سیاره دیگری آمده است.🤴🏻
شاهزاده در مورد سیاره خود که بسیار کوچک است و همینطور درباره شش سیاره دیگر که در سفر خود بازدید کرده است میگوید.🪐
سیاره اول توسط پادشاهی مدیریت میشود که آنقدر به قدرت خود اهمیت میدهد که از شاهزاده میخواهد تابع او باشد.🙄💪🏻
سیاره دوم توسط مردی متکبر اداره میشود که معتقد است مهمترین فرد جهان است.😎
سیاره سوم توسط یک معتاد به الکل مدیریت میشود که مشروب می نوشند تا مشکلات خود را فراموش کند.🍷
سیاره چهارم محل سکونت تاجری است که آنقدر مشغول شمردن دارایی هایش است که برای هیچ چیز دیگری وقت ندارد.💵
سیاره پنجم محل سکونت یک لامپ روشن است که عمر خود را صرف روشن کردن و خاموش کردن یک لامپ میکند.💡
سیاره ششم محل سکونت یک جغرافیدان قدیمی است که تمام دانش جهان را در کتابهای خود جمع آوری کرده است.🌏
شاهزاده این سیارات را ترک میکند زیرا از نحوه زندگی مردم در آنها راضی نیست.🚶♂
او در نهایت راه خود را به زمین پیدا میکند، جایی که با روباهی ملاقات میکند.🦊
روباه اهمیت عشق و دوستی را به شاهزاده میآموزد.♥️