نمي گم بعد تو نابود شدم، نه!
مثل اين بود كه به كارخونه بازيافت فرستاده شم و مرحله هاي بازيافتي پشت سرهم واسم اتفاق بيفتن؛ له شدم، عذاب كشيدم، سوختم، سرد شدم، شكل جديد به خودم گرفتم و بعد يه آدم ديگه شدم! نمي گم بعد تو نابود شدم، اما..ديگه اون مني كه عاشق تو بود رو به خاطر نميارم. ميدوني؟ درواقع من اونقدر تو فراموش كردنت درد كشيدم كه دوست داشتنت رو از ياد بردم!((:
@borhan_0
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلتنگی درمان قطعی ندارد
تنها باید به قرص ماه نگاه کرد
و درد را کاهش داد.
@borhan_0
واژه ی عجیبیست....
"لیاقت" را میگویم
گاهی من ندارم
گاهی تو نداری
و گاهی نایاب میشود لابلایِ تمامِ آدمهای شهر...
گاهی در اوجِ خوشی،
آنجا که زمین و آسمان هم برایمان میرقصند
آنجا که ستاره ها به یُمنِ خوش بودنمان،
چشمک میزنند
پشتِ پا میزنیم به خوشبختی مان...
تمامِ تلاشمان را میکنیم،
تا بی لیاقتیمان را ثابت کنیم به زمین و زمان
که ما ظرفیتمان همین است
که ما یک عُمر میدویم به سمتِ خوشبختی،
اما همین که سراغمان آمد،
پشتمان را میکنیم و محلش نمیگذاریم
محلش نمیگذاریم تا سالها بعد،
از لابلای دفترِ خاطراتمان بیرون بیاوریمش و
سطر سطر آن روزها را،
با یک ای کاش شروع میکنیم
ای کاش عاقل بودم
ای کاش عاقل بودم
همیشه نداشتنِ لیاقت،
سهمِ آدمهای اطرافمان نیست،
گاهی خودمان،
میشویم نالایق ترین آدمِ روی زمین...
همان جا که خوشبختی برایمان دست تکان میدهد و ما،
عینِ خیالمان نیست که نیست...
@borhan_0