من هر روز وقتی چشمانم را باز می کنم، ازت تشکر می کنم برای قلبی که به من سپردی.
هنوز پشیمانم از اینکه چرا هنگامِ وداع،
بوسه های بیشتری روی ترقوه ات نزدم.
من هنوز مثل همیشه، ساعت ها به یک نقطه خیره می شوم و حواس پنج گانه ات را لمس می کنم.
من هنوز وقتی اسم برف به میان می آید.
یاد آن روز میفتم که برای اولین بار با هم زیر برف قدم زدیم.
روزی که با دست های یخ زده ات برف ها را نشانم می دادی و می گفتی: \برف هارو ببین دلبر. انگار همشون از یه الماسن...
@borhan_0