eitaa logo
I was born dead.
255 دنبال‌کننده
63 عکس
8 ویدیو
0 فایل
We have been dying since we got here and forgot to enjoy the view.
مشاهده در ایتا
دانلود
باریستاعه روی قهوه‌م گل گذاشت:)))
هدایت شده از brainstorming.
‌من خیلی آدم چای دم کنی هستم، چای بعد از غذا، چای کنار تیرامیسو، چای با کتاب، چای بعد از خواب، چای وقت غیبت، چای بعد از حموم، کلا چای هر لحظه و هر جا.
از چیزایی که منو یاد تو میندازن، متنفرم؛ مثلا از تیک‌تاک‌ ساعت که یادآور تک‌تک لحظه‌های شاد و غمگینیه که کنار تو سپری کردم، ولی هیچوقت نتونستم دوباره اون لحظاتو کنارت زندگی کنم. یا از بارونی که شیشه پنجره رو خیس میکنه، چون برام یادآور تمام زمان‌هاییه که اشک‌هات گونه‌هاتو خیس کردن، ولی دست‌های ما دورتر از این بود که بتونم پیشت باشم. از ستاره‌های توی آسمون که با هر چشمک، زمان‌هایی رو یادآوری میکنن که تو زخمی بودی، ولی من اونجا نبودم که دور زخم‌هات ستاره‌ بکشم، یا از کلمات درظاهر بی‌ارزش اما لبریز از احساسی که یادآور تمام حرف‌هایین که هیچوقت به زبون نیاوردم، اما هرروز اون‌هارو دل من و خیال تو شنیدن.
You were in my hands, but you're good at leaving.
هدایت شده از 𝖲𝖼𝗈𝗍𝗍
u
دلم میخواد بهت پیام بدم و همه احساساتم رو بیرون بریزم، یا بهت زنگ بزنم و انقدر شروع به غر زدن و حرف زدن راجب رابطه‌مون کنم که حتی‌ بهت مهلت حرف زدن ندم، دلم میخواد تو صورتت نگاه کنم و بهت بگم که تمام اون مدت چه احساسی داشتم و چه‌جوری فقط بخاطر از دست ندادنت از ناراحتی‌ها و دلخوری‌های خودم می‌گذشتم، بگم که چه‌کارا واسه نجات رابطه‌ای که محکوم به پایان بود کردم، که چه شبا با فکر اینکه دوباره پیشم برمی‌گردی خوابم برد؛ ولی نمی‌شه. نه اینکه نخوام، نه اینکه نتونم، نمی‌شه. نمی‌شه که یهویی زنگ بزنم و پیام بدم و همه‌چیزو برات بگم، چون می‌دونم که اهمیت نمیدی، همون‌جور که هیچوقت اهمیت ندادی. شاید اگر یکم اهمیت می‌دادی اصلا کار به اینجا نمی‌کشید. نمی‌دونم، فکر کنم من همیشه توی هزارتوی بی‌پایان اهمیت ندادن‌ها و بی‌توجهی‌های تو درحال یخ زدن بودم درحالیکه عشق و توجه من همیشه مثل پتوی گرمی دور تن تو پیچیده بود و نمی‌دونم از این بابت خودمو مقصر بدونم یا تو رو، تو رو که اهمیت ندادی یا من که تورو توی آغوش بی‌انتهای محبت خودم غرق کردم.