مطمئن باش هرجایی هم که بری، هر کاری هم که بکنی و هر حرفی هم که بزنی من اینجا منتظرت میمونم. حتی اگه ترکم کنی و ازم خسته بشی، اگه بری و دلت برام تنگ نشه، اگه تو بغل اون آروم بگیری و آغوش منو فراموش کنی، اگه آهنگهایی که باهم گوش میکردیم رو با اون گوش کنی و یاد من نیوفتی، حتی اگه تظاهر کنی خاطراتمونو فراموش کردی، فقط کافیه دوباره برگردی، برگردی و یه قدم به سمتم برداری تا من با تمام وجود به سمتت بدوئم.
از کجا مطمئن باشم که از پیشم نمیری؟ از بغض توی صدات که سعی میکنی پنهانش کنی یا اون یه طومار کلمهای که از توی نگاهت میشه خوند؟ از لبخندت که غمهای توی دلت رو مخفی نگهداشته یا شایدم از تارهای موهات که سنگینی رازهای توی دلت، اونهارو وادار به افتادن و ریزش کرده؟ نکنه همهی اینا مقدمهای واسه رفتنت باشه و من بیخبر باشم؟