eitaa logo
I was born dead.
260 دنبال‌کننده
66 عکس
8 ویدیو
0 فایل
We have been dying since we got here and forgot to enjoy the view.
مشاهده در ایتا
دانلود
لب پنجره نشسته بودم و قطرات باران را که یکی پس از دیگری از روی پنجره سر می‌خوردند و بر گونه‌های آن بوسه می‌زدند را تماشا می‌کردم. آن روزها، هر چیز کوچکی مرا به یاد او می‌انداخت. قطرات باران روی شیشه یادآور تمام زمان‌هایی بودند که اشک‌هایش بر گونه‌هایش می‌لغزیدند و من، آنجا نبودم که شنونده دردی باشم که آن‌ها را وادار به ریزش می‌کرد، یا ستاره‌های آسمان که زخم‌هایی را یادآوری می‌کردند که در آسمان وجودش چشمک می‌زدند و من نمی‌توانستم مرهمی باشم بر اندوهشان. به دیگران که نگاه‌ می‌کردم، خودم را می‌یافتم که در چهره‌شان، چهره او را جست‌و‌جو می‌کنم. هر صدایی که می‌شنیدم، نوایی بود از پژواک آخرین‌ حرف‌هایش، که گرچه سال‌ها از آن‌ها گذشته بود اما هرگز از یاد من نرفته بود. حرف‌هایی که از عشق و محبتی که نه یک‌شبه، بلکه درطول صدها روز‌، با هر حرف و هر نگاه و هر نوا، شکل گرفته بود. در عجبم که با این وجود، چگونه از من خواسته بود که تمام آن خاطرات و آرزوهای دور‌ودراز و رویاهای شیرین را تنها در یک شب‌ فراموش کنم و فکرش را از سرم بیرون برانم. مگر‌ به این راحتی بود؟ مگر می‌شد به هرچیز نگاه کرد و او را به خاطر نیاورد؟ مگر می‌شد جایی رفت و خاطراتی را نیافت که همراه او رقم خورده بود؟ نمی‌دانم. هیچ‌چیز نمی‌دانم. تنها می‌دانم که برای من هرگز فراموش‌ کردن آن احساسات ممکن نبود و شاید هرگز هم نباشد، اما امیدوارم برای او، فراموشی تمام آن خاطره‌ها و حرف‌ها و گرمی خانه‌ای که باهم در خیالات‌مان ساخته بودیم، آسان باشد، همان‌طور که فراموش کردن من برایش از هرکار دیگری آسان‌تر بود.
تو یه کابوسی ولی من بیدار نشم کاش.
:))))
You're the loss of my life.
یه‌روزی هم بهار ما می‌رسه قاصدک.
یه‌روزی منم میرم از این شهر و تو میمونی و خاطراتی که دیگه هیچ‌وقت قرار نیست برگردن.
هدایت شده از I told you i was sad
دلم برای آدمی که قبل اون داستان بودم، تنگ شده.