یهروزی منم میرم از این شهر و تو میمونی و خاطراتی که دیگه هیچوقت قرار نیست برگردن.
هدایت شده از I told you i was sad
دلم برای آدمی که قبل اون داستان بودم، تنگ شده.
کاش اون حرفو نمیزدی. کاش اون کارو نمیکردی. کاش با توضیح دادن همهچیز از زاویه دید خودت، منو آدم بدهی داستان نشون نمیدادی. کاش تلاش نمیکردی نشون بدی برات چقدر بیارزش و بیاهمیت بودم. کاشکی میفهمیدی از نگاه من چقدر تو با تمام زخمهات بیعیبونقص بودی. کاش وقتی از پنجره اتاقت بیرون رو نگاه میکردی، یاد اون روزایی که باهم به آسمون خیره میشدیم میافتادی. کاش خودمو گول نمیزدم بابت تمام حرفایی که زدی و ته دلم میدونستم دروغ بود. کاشکی وقتی دستای اونو میگرفتی یاد گرمی دستای من میافتادی، یاد آغوشی که همیشه به روت باز بود و هیچوقت به چشمت نیومد. کاشکی با قطرههای اشکم از چشمم نمیافتادی. کاشکی نمیرفتی، میموندی، گوش میدادی و میخوندی، همراه من، داستانمون رو. کاش میموندی، کاش.