و شما چه میدانید از سختیِ دوران زندگی من؟
من که هرشب به خودم میگویم: «اینبار هم تحمل کن.»
قدیمترها میدیدم که غم با حالتی ترسناک به من نزدیک میشود و میخواهد مرا ببلعد. حالا اندوه سرزده سراغم میآید، در خانهام را میزند و به یک استکان چایی مهمانش میکنم.