حس میکنم دیگه هیچ اومدنی، هیچ رفتنی، هیچ اتفاقی نمیتونه روم تاثیر بذاره. دیگه خیلی راحت همه چیو قبول میکنم و ازش میگذرم و آخرش میگم "زندگی همینه دیگه"..
نمیدونم من خیلی عصبی و بداخلاق شدم یا اینایی که دورمن خیلی مادرجـ ـنده و خارکـ ـصن.
ایتا رو که باز میکنی یجوری دارن خبر میگن تحلیل میکنن که انگار همه چی آرومه و ما چقدر خوشحالیم
این کافه بابک زنجانی کجاست؟
میخوام برم ازش یاد بگیرم چجوری شمش طلا بدزدم بعد صاحب بیزنس خودم بشم