#آنچه_گذشت | قسمت اول
📍 از اینجا شروع شد...
قبل از اینکه آبهندوانهها، غذاها و پذیراییها به دست زائران برسد، باید یک موکب برپا میشد...
از اولین لحظههای راهاندازی سازه موکب شهادت امام رضا علیهالسلام تا آماده شدن فضای خدمت، خادمها پای کار بودند؛
هرکس گوشهای از کار را گرفت تا این ایستگاه برای چند روز، آماده خدمترسانی به زائران و عزاداران شود. 🖤
این تازه شروع ماجرا بود...
در ادامه، قدمبهقدم با ما همراه باشید تا ببینیم در این موکب چه گذشت؛
از برپایی سازه و آمادهسازیها تا تولید و توزیع آبهندوانه، پذیرایی و خدمت به مردم.
📆 ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
#موکب
#تابستان_امامرضایی
#مدرسهای_برای_زندگی
متوسطه دوم پسرانه واحد پنج
#آنچه_گذشت | قسمت دوم
📍 برپا شدن سازه موکب
اولین قدم برای آماده شدن موکب، برپا کردن سازه بود؛
اسپیسها یکییکی نصب شدند تا کمکم شکل موکب به خودش بگیره.
از یک فضای خالی، قرار بود جایی ساخته بشه برای چند روز خدمت به زائران و عزاداران امام رضا علیهالسلام. 🖤
این فقط شروع کار بود...
هنوز کلی کار باقی مونده بود تا موکب آماده پذیرایی بشه.
📆 ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
#موکب
#تابستان_امامرضایی
#مدرسهای_برای_زندگی
متوسطه دوم پسرانه واحد پنج
#آنچه_گذشت | قسمت سوم
📍 ورود امکانات و آمادهسازی موکب
کمکم وسایل موردنیاز هم از راه رسیدند...
🔹 ۷۰ هزار لیوان پلاستیکی برای پذیرایی از زائران
🔹 نصب و راهاندازی سیستم صوتی جلوی موکب برای فضاسازی و برنامههای مراسم
هر گوشه از موکب داشت آماده میشد؛
تا جایی که قرار بود چند روز، میزبان زائران و عزاداران امام رضا علیهالسلام باشیم. 🖤
اما هنوز بخش اصلی کار شروع نشده بود...
📆 ۱۷ مرداد ۱۴۰۵
#موکب
#تابستان_امامرضایی
#مدرسهای_برای_زندگی
متوسطه دوم پسرانه واحد پنج