از شنیه حتی امروزم رفتم مدرسه با اینکه تو کمدرسه کلا ده نفر بودیم لنگار ولی جیزیمون نشد خداروشکر
_
این پیام مال پنج روز پیشه
هدایت شده از ″میم.ب″
http://payamenashenas.ir/Brooklyn
خیلی وقته با هم حرف نزدیم
بیاید یه ایده ای بدید حرف بزنیم
هدایت شده از ″میم.ب″
موقعیت 1: شما یه دفعه بیدار میشید و میبینید توی یه تابوت زیر خاک گیر افتادید. همون موقع یه عقرب داره رو بدن شما راه میره و به طرف صورتتون میاد. چیکار میکنید؟ (اِدی هستم و پس از مدتها با سناریو های مور مور کننده برگشتم~)
_
سلام ادی
من همون عقربی ام که داره به سمت صورتت میاد
هدایت شده از ″میم.ب″
قبل از اینکه عقربه بخواد کاری کنه من مردم چون اکسیژن کافی تو تابوت و زیر خاک نیست
_
البته ما الان داریم تصور میکنیم و تو تصور هر چیزی ممکنه
هدایت شده از ″میم.ب″
تو اون فضای بی اکسیژن من چطور زندم که عقرب رو هم حس کنم؟
_
یه مدت زنده میمونی بعد میمیری
اوه البته احتمالا قبل از اون بر اثر سکته ی قلبی بمیری
هدایت شده از ″میم.ب″
https://eitaa.com/brook_MB/1070
آخرین باری که چنلتو دیدم عکس شوهوا پروفت بود
_
اون چنل کایلین بود نه من
بعدشم داری از چن صد سال پیش حرف میزنی
هدایت شده از ″میم.ب″
اونقد نگاش میکنم که معذب شه بره بیرون
_
قبل از اون نیشت زده و سمش در سر تا سر وجودت پخش شده گلم
هدایت شده از ″میم.ب″
موقعیت 3: شما دارید با خواهر یا برادر کوچیکترتون قایم موشک بازی میکنید. شما چشم میذارید و صدای پای خواهر/برادرتون رو میشنوید که به سمت زیرزمین میره. به محض تموم کردن شمارش به سمت زیرزمین میرید و توی همون نور کم متوجه میشید که اون پشت به شما جلوی پله ها نشسته و چشماشو هم گرفته. تو دلتون بهش میگید عجب احمقیه و بی سر و صدا به سمتش میرید تا غافلگیرش کنید اما یه دفعه صدای فریاد خواهر/ برادرتون رو از بیرون زیرزمین میشنوید که داد میزنه:«سُک سُک، من بردممم» #اِدی
_
نه خوشم اومد این قشنگ بود
هدایت شده از ″میم.ب″
https://eitaa.com/mbtookhalii/6485 این جواب میتونه جواب هردو موقعیت باشه، عجیبه #اِدی
_
آره
جواب جالبیه
میشه باهاش مردمو ترسوند