eitaa logo
به سمت شام ✊
7.3هزار دنبال‌کننده
812 عکس
456 ویدیو
56 فایل
« به سمت شام» کاری از هسته مطالعات سیاسی مدرسه تعالی @taalei_edu ما اینجا تلاش می‌کنیم قدرت تحلیل شما را بالا ببریم؛ برای همین منظور، به جای حجم زیاد محتوا، مطالبی کم‌تعداد اما تامل بر انگیز و تحلیلی ارائه می دهیم. اگر ایده یا مطلبی داشتید: @rahi71
مشاهده در ایتا
دانلود
22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بلاگر خارج نشین عصبانیتش از شکست آمریکا در نبرد با ایران را با ریاضیات جنگ توضیح می‌دهد. 🔻 ایران داره دوتا ابرقدرت رو میزنه و هیچ کار نمیتونن بکنن @bssham
🇮🇷واکنش علی لاریجانی به خبر بازگشت اجساد سربازان آمریکایی‌ @bssham
35.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«زمان ظهور دست من و شماست» روایت آیت‌الله مصباح از شرایط دوران پس از رهبری... @bssham
🌙در شب قدر هم ایران وسط میدان است.ساعت ۲۱، میدان تقی‌آباد شروع سخنرانی حوالی ساعت۲۲ ان‌شاءالله شب ۱۹ رمضان سخنرانی استاد امینی خواه پخش زنده: skyroom.online/ch/taalei/heyat1 🔰@Aminikhaah_etelaeyeh
🇮🇷کشف رهبر جدید🇮🇷 1️⃣چشم ها خیره به عملکرد مجلس خبرگان برای معرفی رهبر جدید است اما اذهان درگیر این مساله که چرا رهبر جدید معرفی نمی شود؟ 2️⃣چه کسی قرار است رهبری جدید را به عهده بگیرد؟ 3️⃣ آیا اعضای مجلس خبرگان دچار اختلاف آرا هستند؟ برخی از سر دلسوزی و برخی از سر عنادورزی به شبهات این موضوع دامن می زنند. باید بدانیم که اعضای مجلس خبرگان که قرار است رهبر جدید را معرفی کنند ✅همه سابقه فعالیت در کوچکترین نهادهای اجتماعی، مذهبی و سیاسی مانند کانون های فرهنگی و مساجد تا بزرگترین اجتماعات مانند نماز جمعه و ... دارند و توانسته کرسی خبرگان را به اعتماد رای مردم کسب کنند. همه این اعضا بالاتفاق از باسوادترین و آگاه ترین عالمان جامعه هستند که با سخت ترین آزمون های علمی آزموده شده اند. ✅حسب مسئولیت خطیرشان همواره درگیر مسائل سیاسی بوده اند و بصیرت سیاسی کافی دارند بنابراین بیشتر و بهتر از همه به اوضاع این روزهای جامعه تسلط دارند مسائل امنیتی و نیاز به تامل دقیق کمی فرآیند انتخاب را طولانی کرده اما نباید فریب رسانه های معاند را خورده و گمان کنیم مجلس خبرگان دچار تفرقه یا سردرگمی شده است به ایشان اعتماد کرده و بدانیم بهترین انتخاب را انجام خواهند داد و بیرق اسلام را به دست شایسته ترین فرد که رهرو راه رهبر عزیز است می سپارند و در این زمینه نیز دشمن را نامید خواهند کرد. @bssham
ماجرای پناهگاه فریب امام! ‌‌یکبار آقای کیانی از امام خمینی در خواست کرده بود که ‌‌به پناهگاه بروند؟ آقا‌‌ ‌‌فرموده بودند مگر پاسدارهایی ‌‌که پست می‌دهند‌‌ ‌‌پناهگاه دارند که من هم ‌‌ ‌‌داشته باشم؟ ‌‌مستقیما‌‌ ‌‌بچه‌‌های دفتر تقاضا‌‌ ‌‌کرده بودند که اجازه بدهید پناهگاه ‌‌ ‌‌بسازند. چند پناهگاه بتنی پیش‌ساخته آوردند که امام قبول نکردند (و فکر ‌‌ ‌‌می‌کنم که آقای کیانی با‌‌ ‌‌آقای حسن کریمی و گروهی دیگر این ‌‌درخواست ‌‌ ‌‌را‌‌ ‌‌کردند.‌) ‌‌شبی وزارت اطلاعات خبر داد که امشب هواپیما‌های عراقی قصد ‌‌ ‌‌دارند جماران را‌‌ ‌‌بمباران کنند یا‌‌ ‌‌اینکه موشک به سمت جماران تنظیم ‌‌ ‌‌شده است. آن شب مسئولان بیت می‌دانستند که اگر واقعیت را‌‌ ‌‌به آقا‌‌ ‌‌بگویند، امام حاضر به ترک جماران نخواهند بود با‌‌ ‌‌یک ترفند ایشان را‌‌ ‌‌از ‌‌ ‌‌جماران خارج کردند. اینکه گفتند شما‌‌ ‌‌ناراحتی قلبی دارید و امشب ‌‌ ‌‌حتما‌‌ ‌‌باید به بیمارستان انتقال پیدا‌‌ ‌‌کنید. یادم هست که امام در ابتدا‌‌ ‌‌گوش ‌‌‌نکردند و گفتند نیازی نیست حالم خوب است و همین جا‌‌ ‌‌می‌مانم. آن‌ ‌‌شب، شب حساسی بود مدام خبر می‌دادند که موشک دشمن شارژ شده، ‌‌ ‌‌تا‌‌ ‌‌سه ربع دیگر شلیک خواهد شد و‌‌ ‌‌... سرانجام گچ خود حضرت امام ‌‌ ‌‌پذیرفتند که از جماران بروند.‌ ‌‌حاج احمد آقا‌‌ ‌‌هم آنجا‌‌ ‌‌بودند. امام نماز رابه جماعت خواندند و ‌‌ ‌‌رفتند.‌ خاطرات خادمان و پاسداران امام خمینی، ص 231 @bssham
ماجرای پناهگاه نه برای خدا جواب دارم نه مردم! در برهه‌ای از جنگ، صدام تهران را‌‌ ‌‌موشک باران می‌کرد. گاهی اتفاق ‌‌ ‌‌می‌افتاد که موشک‌ها‌‌ ‌‌در نزدیکی جماران به زمین می‌خوردند. عده‌ای از ‌‌ ‌‌دکتر‌ها‌‌ ‌‌از این قضیه ناراحت بودند و حتی بعضی از آنها‌‌ ‌‌خدمت امام رفته ‌‌ ‌‌و با‌‌ ‌‌ناراحتی و گریه از ایشان خواهش کردند که اجازه دهند پناهگاهی ‌‌ ‌‌برای ایشان ساخته شود. حضرت امام وقتی که ملاحظه می‌کنند آنها‌‌ ‌‌احساساتی شده‌اند برای اینکه از احساسات آنها‌‌ ‌‌بکاهند می‌فرمایند بروید ‌‌ ‌‌طرح و برنامه‌هایتان را‌‌ ‌‌بیاورید که ببینم چه برنامه‌ای دارید. اینها‌‌ ‌‌فکر ‌‌ ‌‌کردند که امام می رود به پناهگاه، لذا‌‌ ‌‌زیر زمین حسینیه را‌‌ ‌‌به عنوان ‌‌ ‌‌‌پناهگاه آماده کردند. ‌ ‌‌ما‌‌ ‌ [محافظها]، ‌زیرزمین حسینیه را‌‌ ‌‌تمیز کردیم، حتی تختی هم برای زمان ‌‌ ‌‌استراحت امام قرار دادیم. بعد از این مقدمات به حضرت امام خبر دادند ‌‌ ‌‌که آقاجان محل آماده است. حضرت امام فرمودند من نگفتم که بروید ‌‌‌محلی را‌‌ ‌‌به عنوان پناهگاه برای من آماده کنید‌‌،‌‌ من گفتم بروید برنامه و ‌‌ ‌‌طرح‌هایتان را‌‌ ‌‌بیاورید. که ببینم چه طرح و برنا‌‌م‌‌ه‌ای دارید؟ سپس ‌‌فرمودند‌‌:‌‌ ‌‌اگر موشکی به جماران اصابت کند و در کنار من پیرزنی شهید ‌‌ ‌‌شود و من در پناهگاه باشم و آسیبی نبینم فردا‌‌ ‌‌تاریخ درباره من چه ‌‌ ‌‌قضاوتی خواهد کرد؟ آیا‌‌ ‌‌نمی‌گویند خمینی برای خودش پناهگاه ساخت ‌‌ ‌‌اما‌‌ ‌‌آن پیرزن پناهگاه نداشت. من نه جواب خدا‌‌ ‌‌را‌‌ ‌‌می‌توانم بدهم‌‌ نه‌‌ ‌‌جواب ملتم را. شما‌‌ ‌‌بروید و هر وقت برای همه ‌‌افراد این مملکت پناهگاه ‌‌ ‌‌ساختید آن وقت من هم به پناهگاه می‌روم.‌ خاطرات خادمان و پاسداران امام خمینی، ص 39 @bssham
🌀 رهایشان نمی‌کنیم 📝 پاسخ به سؤالات مهم این روزها در آخرین مصاحبه تفصیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی 👤 دکتر علی لاریجانی 🔸 وقتی دشمن از پایگاه‌های منطقه به ما حمله می‌کند ما جوابش را می‌دهیم و خواهیم داد؛ این حق ماست و سیاست پایدار است. ‌🔹 ما با آذربایجان کاری نداریم ولی اگر از این کشور توطئه و پروازی علیه ایران صورت بگیرد، برخورد خواهیم کرد. ‌👊🏻 کشورهای منطقه یا باید خودشان جلوی استفادۀ آمریکا از خاکشان علیه ایران را بگیرند یا ما می‌گیریم. 🔹 وقتی دشمنی به اهدافش نمی‌رسد دست‌وپا می‌زند و شروع می‌کند به زدن جاهای خالی و مدارس و بیمارستان‌ها و مردم. 🔢 دشمن سه هدف داشت: می‌خواست حکومت را از بین ببرد؛ می‌خواست مردم را به‌نفع خودش به خیابان بکشد؛ می‌خواست ایران را تجزیه کند و هیچ‌کدام از این‌ها نشده است و حالت هیستریک پیدا کرده است. 🔹 آمریکایی‌ها باید بدانند که رهایشان نخواهیم کرد؛ حالیشان خواهیم کرد که دیگر نتوانند به ایران تجاوز کنند. 🔹 حجم ضربات موشکی ایران به صهیونیست‌ها بسیار سوزناک و دردآور است و برای همین نمی‌گذارند حتی تصاویر اصابت‌ها منتشر شود. 🔹 ضرباتی که به رژیم صهیونیستی و آمریکا می‌زنیم مداوم خواهد بود و رهایشان نمی‌کنیم. ‌ 🔹 خطاب به آمریکا و رژیم صهیونیستی: شما رهبر ایران را ترور کردید و تاوانش برایتان زیاد خواهد بود؛ رهایتان نمی‌کنیم. ‌🔹 اگر توان موشکی ایران نابود شده پس از کجا آمریکا و رژیم صهیونی روزانه صدها موشک می‌خورند؟ 🔹 مخازن موشکی ما کاملا سرپاست و با تدبیر دارد عمل می‌شود. 🔹 ما تنگهٔ هرمز را نبستیم؛ تنگه به‌طور طبیعی بسته شده و کسی نمی‌تواند عبور کند. ‌ 🔹 آمریکایی‌ها تا مجازات نشوند رهایشان نمی‌کنیم. 🔹 به اروپایی‌ها گفتیم اگر در جنگ مشارکت کنید با شما درگیر می‌شویم و اگر دخالت کنید چاره‌ای جز مقابله‌به‌مثل نداریم. 🔹 از مردم باغیرت تشکر می‌کنم؛ حضورشان در خیابان از حجم آتشی که بر سر صهیونیست‌ها می‌ریزیم ارزشمندتر است. ‌🔹 با افراد مزدوری که به دشمن گرا می‌دهند به شدیدترین وجه برخورد خواهد شد. 🔹 ترامپ می‌گوید من باید دربارۀ رهبری آیندۀ ایران نظر بدهم؛ خُب این یک فکر احمقانه است که به ذهن یک آدم عقب‌افتاده می‌رسد. @bssham
ماجرای پناهگاه تکلیف من فرق می‌کند! آقای انصاری می گفت: تیمسار ظهیرنژاد تماس گرفت و گفت: طبق منابع‌‌ ‌‌موثق، دشمن با زدن چند موشک به اطراف بیت توانسته است که با اصلاح زاویه پرتاب،‌‌ ‌‌بیت را شناسایی کند، و تاکید داشت که امام حتماً محلشان را عوض کنند و یا حداقل از‌‌ ‌‌پناهگاه استفاده کنند. من[سید عبدالحسین طباطبائی] و آقای انصاری و آقای دکتر پور مقدس(پزشک مخصوص‌‌ ‌‌امام) که آن روز هم کشیک بود، وارد اتاق امام شدیم. آقای انصاری گفت که: آقای‌‌ ‌‌ظهیرنژاد دقایقی پیش تماس گرفت و گفت که : ... امام بلافاصله مطلب را دریافتند و با‌‌ ‌‌حالتی آمرانه و جدی گفتند: فهمیدم چه می خواهید بگویید من به پناهگاه نمی روم. ‌‌آقای‌‌ ‌‌انصاری خیلی اصرار کرد و گفت: همه مسئولان و مردم نگران شما هستند. امام‌‌ ‌‌فرمودند:‌‌ آنها نگران نباشند. آقای انصاری گفت: آقا اگر حادثه ای پیش بیاید آن روز، روز‌‌ ‌‌شادی دشمنان اسلام است. امام فرمودند: ‌‌این نظام اصلاً قائم به شخص نیست، و خدا‌‌ ‌‌حافظ انقلاب بوده و هست‌‌. بعد از این جملات امام برخاستند. قاطعیت امام ما را ناامید‌‌ ‌‌کرد، آقای انصاری به گریه افتاد، امام دوباره نشستند، بعد از مقداری صحبت و گفتگو‌‌ ‌‌وقتی امام اصرار آقایان را دیدند، فرمودند: «من از اینجا تکان نمی خورم، من چگونه از‌‌ ‌‌پناهگاه استفاده کنم، در حالی که همسایه من به خاطر من خانه اش ویران شود، من چگونه‌‌ ‌‌می توانم به پناهگاه بروم و حال آنکه پاسدار محافظ من تکه تکه شود... آخر من تکلیفم با‌‌ ‌‌شما فرق می کند.» پرتوی از خورشید، ص 182، به نقل از فصل صبر، ص 200. @bssham
ماجرای پناهگاه از اینجا تکان نمیخورم در یکی از مواقع خیلی خطرناک که حوالی جماران‌‌ ‌‌مورد حمله قرار گرفته بود، هرچه به امام اصرار کردند که‌‌ ‌‌به پناهگاه بروند، ایشان نپذیرفت و فرمود: «من از اینجا‌‌ ‌‌تکان نمی خورم و هیچ فرقی بین من و آن پاسداری که‌‌ ‌‌الآن سر کوچه در پُست خود نگهبانی می دهد نیست. والله ‌‌ ‌‌میان از بین رفتن خودم و آن پاسدار سرکوچه هیچ تفاوتی‌‌ ‌‌قائل نیستم». و امام حتی برای دیدن پناهگاه نیز تا آخر‌‌ ‌‌جنگ به آنجا نرفتند. سبزتر از سبز، ص 36، به نقل از پا به پای آفتاب، ص 252 @bssham
ماجرای پناهگاه امام خمینی ره پناه ۱ پناه ۲ پناه ۳ پناه ۴ @bssham
ماجرای پناهگاه بمباران جماران‌ ‌‌در ایام جنگ تحمیلی که شهرهای ما بمباران‌‌ ‌‌می شد، روزی آقای انصاری آمدند و به امام‌‌‌ ‌‌گفتند: از آقای ری شهری یک نامه ای آمده که ما از طریق اطلاعات خبر‌‌ ‌‌موثقی داریم که امشب جماران بمباران می شود. خواهش ما این است که‌‌ ‌‌امشب جایتان را عوض کنید! امام با یک لبخندی به او گفتند: «یعنی چه؟‌‌ ‌‌شما چرا این حرف را می زنید؟ آقای انصاری خیلی ناراحت شدند، و‌‌ ‌‌گفتند آقا، به حق مادرتان زهرا(س) این کار را بکنید. شما را به خدا، به‌‌ ‌‌پیغمبر قسمتان می دهم که فقط امشب لااقل اتاقتان را عوض کنید، آخر‌‌ ‌‌یک ضربه به این اتاق بخورد روی هم می ریزد.» آقا از آنجا آمدند بیرون و‌‌ ‌‌وارد اتاقی که من بودم شدند و با یک لبخندی گفتند: «آقای انصاری آمده‌ ‌‌بود به من می گفت که از اینجا برو!» من[ فاطمه طباطبائی، عروس امام،] از امام پرسیدم: چرا؟ امام گفتند: چه‌‌ ‌‌می دانم، اطلاع داده اند که امشب می خواهد اینجا بمباران شود! من گفتم:‌‌ ‌‌خوب آقا چرا گوش نمی کنید؟ با لبخندی گفتند: «این حرفها چیه؟ اگر قرار‌‌ ‌‌باشد بمباران شود من در همین صندلی و در همین اتاقم هستم. مگر همه‌‌ ‌‌در پناهگاه هستند؟» گفتم: آقا، همه غیر از شما هستند، همه مردم که‌‌ ‌‌خانه شان هدف دشمن نیست. گفتند: چه فرقی می کند، پاسداری که سر‌‌ ‌‌کوچۀ ما ایستاده که در پناهگاه نیست، او آنجا ایستاده، و من به پناهگاه‌‌ ‌‌بروم؟ گفتم: همه می روند. در حال حاضر در جماران پناهگاه ساخته‌‌ ‌‌شده، این دستور دولت است. گفتند: نه اینطور نیست. آن پاسدار به خاطر‌‌ ‌‌من ایستاده به پناهگاه نمی رود. من از این اتاقم بیرون نمی روم. شماها‌‌ ‌‌بروید خودتان را حفظ کنید! من به خاطر اینکه باز یک حربه دیگری به‌‌ ‌‌کار برده باشم،گفتم: اگر شما نروید ما هم نمی رویم، پس به خاطر ما هم‌‌ ‌‌که شده، به پناهگاه بروید. گفتند: «نه، من وظیفۀ خودم نمی دانم، شما‌‌ ‌‌وظیفه دارید خودتان را حفظ کنید؛ ولی من وظیفۀ خودم نمی دانم که از‌‌ ‌‌اتاق بیایم بیرون. » و از اتاقشان هم بیرون نیامدند. فردای آن روز که من نامه‌‌ ‌‌آقای ری شهری را دیدم، مشاهده کردم امام یک غزل عرفانی پشت آن‌‌ ‌‌نامه نوشته بودند! فکر کردم اصلاً ما کجاییم در این بحر تفکر و امام‌‌ ‌‌کجا؟!‌ یک ساغر از هزار: سیری در عرفان امام خمینی (س)، صفحه 541 @bssham