eitaa logo
به سمت شام ✊
7.3هزار دنبال‌کننده
812 عکس
456 ویدیو
56 فایل
« به سمت شام» کاری از هسته مطالعات سیاسی مدرسه تعالی @taalei_edu ما اینجا تلاش می‌کنیم قدرت تحلیل شما را بالا ببریم؛ برای همین منظور، به جای حجم زیاد محتوا، مطالبی کم‌تعداد اما تامل بر انگیز و تحلیلی ارائه می دهیم. اگر ایده یا مطلبی داشتید: @rahi71
مشاهده در ایتا
دانلود
ماجرای پناهگاه بمباران جماران‌ ‌‌در ایام جنگ تحمیلی که شهرهای ما بمباران‌‌ ‌‌می شد، روزی آقای انصاری آمدند و به امام‌‌‌ ‌‌گفتند: از آقای ری شهری یک نامه ای آمده که ما از طریق اطلاعات خبر‌‌ ‌‌موثقی داریم که امشب جماران بمباران می شود. خواهش ما این است که‌‌ ‌‌امشب جایتان را عوض کنید! امام با یک لبخندی به او گفتند: «یعنی چه؟‌‌ ‌‌شما چرا این حرف را می زنید؟ آقای انصاری خیلی ناراحت شدند، و‌‌ ‌‌گفتند آقا، به حق مادرتان زهرا(س) این کار را بکنید. شما را به خدا، به‌‌ ‌‌پیغمبر قسمتان می دهم که فقط امشب لااقل اتاقتان را عوض کنید، آخر‌‌ ‌‌یک ضربه به این اتاق بخورد روی هم می ریزد.» آقا از آنجا آمدند بیرون و‌‌ ‌‌وارد اتاقی که من بودم شدند و با یک لبخندی گفتند: «آقای انصاری آمده‌ ‌‌بود به من می گفت که از اینجا برو!» من[ فاطمه طباطبائی، عروس امام،] از امام پرسیدم: چرا؟ امام گفتند: چه‌‌ ‌‌می دانم، اطلاع داده اند که امشب می خواهد اینجا بمباران شود! من گفتم:‌‌ ‌‌خوب آقا چرا گوش نمی کنید؟ با لبخندی گفتند: «این حرفها چیه؟ اگر قرار‌‌ ‌‌باشد بمباران شود من در همین صندلی و در همین اتاقم هستم. مگر همه‌‌ ‌‌در پناهگاه هستند؟» گفتم: آقا، همه غیر از شما هستند، همه مردم که‌‌ ‌‌خانه شان هدف دشمن نیست. گفتند: چه فرقی می کند، پاسداری که سر‌‌ ‌‌کوچۀ ما ایستاده که در پناهگاه نیست، او آنجا ایستاده، و من به پناهگاه‌‌ ‌‌بروم؟ گفتم: همه می روند. در حال حاضر در جماران پناهگاه ساخته‌‌ ‌‌شده، این دستور دولت است. گفتند: نه اینطور نیست. آن پاسدار به خاطر‌‌ ‌‌من ایستاده به پناهگاه نمی رود. من از این اتاقم بیرون نمی روم. شماها‌‌ ‌‌بروید خودتان را حفظ کنید! من به خاطر اینکه باز یک حربه دیگری به‌‌ ‌‌کار برده باشم،گفتم: اگر شما نروید ما هم نمی رویم، پس به خاطر ما هم‌‌ ‌‌که شده، به پناهگاه بروید. گفتند: «نه، من وظیفۀ خودم نمی دانم، شما‌‌ ‌‌وظیفه دارید خودتان را حفظ کنید؛ ولی من وظیفۀ خودم نمی دانم که از‌‌ ‌‌اتاق بیایم بیرون. » و از اتاقشان هم بیرون نیامدند. فردای آن روز که من نامه‌‌ ‌‌آقای ری شهری را دیدم، مشاهده کردم امام یک غزل عرفانی پشت آن‌‌ ‌‌نامه نوشته بودند! فکر کردم اصلاً ما کجاییم در این بحر تفکر و امام‌‌ ‌‌کجا؟!‌ یک ساغر از هزار: سیری در عرفان امام خمینی (س)، صفحه 541 @bssham
ماجرای پناهگاه بمباران بخاطر من صدام منطقه شهید دستجردی(ظفر) را بمباران کرد با خواهش، تقاضا و التماس از امام خواستند با شنیدن صدای آژیر به پناهگاه برود و بعد از همه خواهش‌ها امام این شرط را گذاشت که آیا شما برای همه مردم جماران پناهگاه ساخته‌اید؟ چراکه حق بر این نیست که مردم منطقه جماران به خاطر حضور من در این منطقه دچار زیان شوند و هر زمانی که توانستید برای همه این مردم پناهگاه بسازید من هم به پناهگاه می‌روم. مجید انصاری، پرتال امام خمینی، کد مطلب 49763، 20 بهمن 1392 @bssham
ماجرای پناهگاه مثل مردم دکتر سید عبدالحسین طباطبائی می‌گوید: آقای‌‌ ‌‌انصاری به امام خمینی ره گفت: آقا نگرانی همه مردم و همه رزمندگان در جبهه و همه مسئولین‌‌ ‌‌کشور و همه مسئولین جنگ حفظ جان شماست اینکه آنها نگران هستند‌‌ ‌‌باعث می شود که نتوانند کارشان را درست انجام دهند. امام گفتند: آنها نگران‌‌ ‌‌من نباشند. آقای انصاری گفتند: آقا می دانید اگر خدای نکرده موشک به اینجا‌‌ ‌‌اصابت کند و مساله ای اتفاق بیفتد آن وقت چه می شود؟ امام گفتند: چه‌‌ ‌‌می شود؟ گفت: تمام دسترنج مردم و رزمندگان نابود می شود، چیزی از انقلاب‌‌ ‌‌باقی نمی ماند. آن روز، روز شادی دشمنان اسلام است. امام گفتند: شما اشتباه‌ ‌می کنید. آقای انصاری گفت من که فقط این را نمی گویم همه می گویند. گفتند: ‌‌همه اشتباه می کنند. این نظام اصلاً قائم به شخص نیست. من کسی نیستم که‌‌ ‌‌باشم یا نباشم. آنها که انقلاب کردند خودشان هستند. خداحافظ این انقلاب‌‌ ‌‌بوده است. خدا که هست (عین جملات را به یاد ندارم مضمون همین است).‌‌ ‌بعد از این جملات، امام از جا برخاستند. قاطعیت سخنان امام ما را ناامید کرد‌‌ ‌‌و استدلال امام اصلاً جایی برای صحبت ما نمی گذاشت. آقای انصاری در‌‌ ‌‌اینجا منقلب شد و به گریه افتاد، حالت ما نیز دگرگون شد. آقا با دیدن این‌‌ ‌‌صحنه مجددا نشستند. چند بار گفتند: شما اشتباه می کنید. آقای انصاری گفت: ‌‌آقا همه مردم از پناهگاه استفاده می کنند. امام با حالت تعجب پرسیدند: همه‌‌ ‌‌مردم از پناهگاه استفاده می کنند؟ ایشان پاسخ داد اگر هم از پناهگاه استفاده‌‌ ‌‌نکنند ولی کیسه های شن را پشت پنجره هایشان چیده اند. امام مجددا با حالت‌‌ ‌‌تعجب پرسیدند: همه کیسه های شن را پشت پنجره هایشان چیده اند؟ طبیعی‌‌ ‌‌بود که پاسخ این سوالات منفی بود و امام بهتر از هر کسی از وضع مردمش‌‌ ‌‌خبر داشت. @bssham
هدایت شده از آواژه
@Avajeh404برنج کوپنی.mp3
زمان: حجم: 2.6M
💠قائد امت ❇️مسئولی که در خانه اش برنج پیدا نمیشد 🖋راوی :سید علی اکبر طاهایی @Avajeh404
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی وطن پرستی حیوانات از بی وطن ها بیشتره @bssham
🎥 بسته فیلم «رهبر شهید» 💢 معرفی مکتب شهید خامنه‌ای در مراسمات و تجمعات در قالب اکران فیلم 🎞 مستند آقای ایرانشهر 🎞 مستند ضیاء الدین 🎞 مستند روایت رهبری 🎞 مستند تغییر مأموریت 🎞 مستند وقتی آمد 🎞مستند غیررسمی۱- راویان‌دفاع‌مقدس 🎞 مستند غیررسمی۲- هنرمندان 🎞 مستندغیررسمی۳- فعالان‌علم‌و‌فناوری 🎞 مستند غیررسمی۴- طنزپردازان 🎞 مستند غیررسمی۵- فعالان جهادی 🎞 مستند غیررسمی۶- انس رهبر با کتاب و اهالی فرهنگ 🎞 مستند نصر من الله 🎞 مستند یک روز بخصوص 🎞 مستند امین فارسی 🎞 مستند شاگرد امام 🎞 مستند لشکر زینبی 🎞 مستند جاذبه 🎞 مستند آقا سید 🎞 مستند خامنئی 🎞 نماهنگ سیدنا القائد 🔺 برای دانلود هر اثر جهت اکران عمومی روی اسم اثر بزنید.
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشیمونی ضدانقلاب از دعوت ترامپ به جنگ علیه ایران @bssham
ماجرای پناهگاه خنکای بدون مردم هرگز پناهگاه در برابر بمب و موشک که هیچ، امام خمینی ره، پناه از گرما را بر خود حرام کرده بودند: ‌اوایلی که امام وارد نجف شدند، برای زیارت حضرت مسلم و اعمال مسجد کوفه و ‌‌ ‌‌مسجد سهله به کوفه رفتند. بعد از آن دیگر هرچه مرحوم آقا مصطفی(ره) اصرار کردند ‌‌ ‌‌که تابستان به علت گرمای بیش از حد هوا، امام به کوفه بروند، ایشان نپذیرفتند. اصولاً ‌‌ ‌‌امام از گرما، بیشتر از سرما متأثر می‌شدند. منزل امام هم بسیار گرم بود و علاوه بر آن، ‌‌ ‌‌ایشان نمی‌توانستند مستقیماً جلوی کولر بنشینند. برای همین حاج آقا مصطفی خیلی ‌‌ ‌‌پافشاری می‌کرد که امام به کوفه بروند، چون هوای کوفه خیلی با هوای نجف فرق ‌‌ ‌‌داشت. آنجا شط و دار و درخت بود و تقریباً همه علما ـ آقای حکیم، آقای شاهرودی، ‌‌ ‌‌حاج سید عبدالهادی شیرازی و... در کوفه منزل داشتند و تابستان‌ها به کوفه می‌رفتند. ‌حتی بعضی افراد روزها به کوفه می‌رفتند و شب بر می‌گشتند. مرحوم حاج آقا مصطفی‌‌ ‌‌به ما می‌گفتند که امام را برای رفتن به کوفه راضی کنیم. آقای شیخ نصرالله خلخالی و ‌‌ ‌‌آقای کلانتر پیشنهاد کردند که ماشین آماده می‌کنیم و روزها امام را به کوفه می‌بریم و تا ‌‌ ‌‌دو سه ساعت از شب گذشته که هوا خیلی گرم است، آنجا می‌مانیم و بعد بر می‌گردیم. ‌اما امام راضی نمی‌شدند و بالاخره حرفی زدند که همه قانع شدند و دیگر حرفی ‌‌ ‌‌در مورد کوفه به میان نیامد. امام فرمودند: «رفقای من به خاطر من الآن در زندان ‌‌ ‌‌هستند، حتی بعضی‌ها الآن ‌‌در بندرعباس هستند، در آن هوای‌‌ ‌‌گرم بندرعباس اسیر‌‌ ‌‌هستند، من در مقابل آن‌ها چه جوابی بدهم؟ حالا در مقابل خدا هیچ، در مقابل آن‌ها چه بگویم که برای من، برای اسلام و برای دین زندانی شده‌اند؟ چرا باید به کوفه بروم؟ آن‌ها ‌‌ ‌‌کولر یا پنکه هم ندارند.» و به هر حال امام راضی نشدند به کوفه بروند.‌ خاطرات سالهای نجف،ص 94 @bssham
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹روبیو وزیرخارجه آمریکا: دشمن اصلی ما امام دوازدهم است 🔹ما با ایران میجنگیم چون آنها معتقدند باید امام دوازدهم «مهدی» را بازگردانند، این جنگ سیاست نیست، این جنگِ آخرالزمان است. @bssham
22.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺تأملی در ماهیت شهادت آگاهانه امام شهید انقلاب اسلامی 🔹این موضوع نیاز به تحلیل الهیاتی و معرفتی دارد؛ حضرت آقا اصلا غافلگیر نشدند؛ برای فهم این رفتار باید فلسفه ۳ مرحله ای قیام امام حسین علیه السلام را با خواندن کتاب "همرزمان حسین علیه السلام" از رهبر انقلاب متوجه شد. ۳ مرحله قیام امام حسین علیه السلام: ▫️در قدم اول تشکیل حکومت که در میانه مشخص شد چنین چیزی محقق نمی شود. ▫️در قدم دوم به دنبال امر به معروف و نهی از منکر بودند. ▫️و در قدم نهایی، واجب دیگری عیان می شود و آن حفظ اصل اسلام و دوری از مرگ ذلیلانه است و حضرت آقا تعبیر "انقلاب در انقلاب" را آورده اند. ▫️کوفی اگر تراز لازم نصرت را داشت کار به مرحله سوم نمی رسید. 🔸این شهادت نقطه عطفی بود برای بیداری بخشی و اقامه و قیام جهانی، از سوی دیگر ایشان در واقع با این کار در مقابل مردم و کشور خط دفاعی ایجاد کردند. 🔸نباید اجازه دهیم آگاهی بخشی این خون پاک متوقف شود! @bssham
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا آخرین نفس ایستاده‌ایم 🔹ویدیو کامنت سخنان رهبرشهید @bssham
ماجرای پناهگاه پناهگاه برای خانمها وقتی امام نپذیرفتند به پناهگاهی که برای ایشان ساخته شده بود بروند همه ما دلهره داشتیم . هم آیت الله خامنه ای و هم آقای هاشمی و همه دوستان ما می گفتند این طور صحیح نیست. لذا آمدیم کنار در اتاق امام یک جایی را به عنوان دالان درست کردیم . وقتی مشغول درست کردن آن بودیم امام فرمودند: پناهگاه نسازید! گفتم می خواهیم برای زنها درست بکنیم. امام گفتند: خوب این دیگر مربوط به خانم هاست. به خدا قسم امام در آن قسمت که ما به عنوان دالان ساخته بودیم هرگز حتی رفت و آمد نمی کردند. یعنی از در اتاق که بیرون می آمدند توی حیاط می رفتند تا از آنجا رد نشوند! برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)، ص 106 @bssham