eitaa logo
قدیمی
104.7هزار دنبال‌کننده
16هزار عکس
1.8هزار ویدیو
2 فایل
📸 عکس ها و مطالب کمیاب قدیم ایران و جهان 🌍 ‌ ⏳️ با ما در زمان سفر کنید🏜 تبلیغات به علت هزینه بالای نگهداری کانال است کانالهای تبلیغی مورد تاییدیا ردنیست تبلیغات 👇 https://eitaa.com/joinchat/2623276064C10e6fd124a ⭕کپی بالینک منبع 🌸
مشاهده در ایتا
دانلود
227.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"صبح تون بخیـــــر" دلت " خرسند " لبت ڪَلخانہ " لبخند " و چشم روشنت آرام چون " دریا " بہ ڪامت باد " شادے ها " سلام 🖐 روزتون به خیر و شادی 😘 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
میدان مخبرالدوله مرداد ماه سال ۱۳۴۸ 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
‌ گوشه‌ای از خونه دهه شصتی‌ها 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
ازدحام و شلوغی در جلو سینما سعدی برای دیدن فیلم سینمایی دراکولا 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
چهره ی یک سرباز قبل و بعد از جنگ، به فاصله ی ۴ سال 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
تصمیم کبری 😍 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
تصمیم کبری 😁 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
قدیمی
تصمیم کبری 😁 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
به یاد بچگیا داستان تصمیم کبری یکی از نوستالژیک‌ترین داستان‌های کتب درسی همین داستان تصمیم کبری بود که البته الان دیگه حذف شده. اون زمان از شدت تاثیر این داستان اگه کسی تصمیم مهمی می‌گرفت می‌گفت تصمیم کبری گرفتم! این داستان با تصویرسازی‌های مختلفی چاپ شده که هر کدوم از این تصاویر خاطرات یک نسل رو زنده می‌کنه. متن داستان رو هم براتون قرار دادم امیدوارم لذت ببرید. روزی مادر کبری به دخترش گفت: کبری جان، برو کتاب داستانت را بیاور و برایم بخوان. کبری خوشحال به سراغ کتابش رفت. هرچه گشت نتوانست آنرا پیدا کند. بین کتاب‌ها، اسباب‌بازی‌ها و حتی لباس‌ها را گشت ولی کتاب داستانش را ندید. با اوقات تلخی پیش مادرش برگشت و گفت: کتابم نیست حتما کسی آن را برداشته است! مادرش با تعجب پرسید: چه کسی کتاب تو را برداشته است؟ جز من و پدرت کسی دیگر در خانه نیست. درست فکر کن که آنرا کجا گذاشته‌ای. آنرا با خودت به انبار نبرده‌ای؟ چرا ببرم به انبار؟ نه حتما آنجا نیست. آنرا روی پشت بام جا نگذاشته ای؟ نه مادر، من این روزها آنجا نرفته ام. ناگهان کبری یادش آمد که دیروز در حیاط، زیردرخت، کتابش را می‌خواند. از دور کتابش را دید و خوشحال شد. وقتی که نزدیک رفت، خیلی ناراحت شد. چون شب پیش باران آمده بود و کتاب خیس و کثیف شده بود. جلد زیبای آن دیگر برق نمی‌زد. کبری با خود فکری کرد و تصمیمی گرفت. آیا می‌دانید تصمیم کبری چه بود؟ 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
اولین محصلان اعزامی به اروپا 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
اولین زن گاوباز در بیش از نیم قرن پیش،پاتریشیا زندگی خود را به گاوبازی گذراند، سرانجام در سن 83 سالگی در فقر و تنهایی درگذشت. 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
تصویر کمیاب و یادگاری از پرسنل کارخانه شورلت ایران 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone
‌ تخریب آرامگاه رضاشاه در اردیبهشت سال ۱۳۵۹ خورشیدی 🪆برای تماشای خاص ترین تصاویر عضو شوید ⛰ 👉 @Bygone