هدایت شده از -مغموم-
رسمش نبود عاشق کنی اما نمانی پای من
مرهم که نه، زخم شوی بر تک تکِ اعضای من؛
مه کوچه خیابونو زَدم بی وَقفه فَریاد ، یِروزی تا ببینم مویِ تو میرقصه دَر باد
تاریکے بکام🌝