چه خوش گفت مهدی اخوان ثالث :
سرگشتهی محضیم و در این وادیِ حیرت
عاقلتر از آنیم که دیوانه نباشیم . . .
سر در گم نه !
«گم در گم »ام
حالتی است پیچیده ،
که آدمی میرود و گم میشود ،
در خودش .
"خودی"که قبلا گمش کرده
میتوان عاشق بود؛
به همین آسانی
من خودم
چند سالیست که عاشق هستم
عاشق برگ درخت
عاشق بوی طربناک چمن
عاشق رقص شقایق در باد
عاشق گندم شاد....
آری
میتوان عاشق بود؛
مردم شهر ولی میگویند
عشق یعنی رخ زیبای نگار
عشق یعنی خلوتی با یک یار
یا بقول خواجه
عشق یعنی لحظهی بوس و کنار
من نمیدانم چیست
اینکه این مردم گویند...
من نه یاری نه نگاری نه کناری دارم...
عشق را اما من
با تمام دل خود میفهمم
عشق یعنی رنگ زیبای انار...♥️
به من بیاموز
که اشک چطور جان می دهد در خانه چشم!
به من بیاموز ،
که قلب چگونه می میرد و دلتنگی خود را می کشد.
-نزار قبانی.